تحلیل دلایل تداوم بحران در سرزمین های اشغالی بر اساس نظریه ساخت یابی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه یاسوج.

doi
چکیده

مسأله فلسطین، قدیمی­ترین و پیچیده­ترین بحران در جهان محسوب می­شود و می‌توان آن را یکی از مهم­ترین منازعات خاورمیانه در قرن بیستم، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم به شمار آورد. سال­ها از این بحران می­گذرد و طرح­های بسیاری برای رفع آن ارائه شده که هیچ کدام نتیجه­ای در بر نداشته و همچنان نتایج بحران، گریبان­گیر ساکنین این سرزمین است. عدم توجه به واقعیت­های موجود در صحنه فلسطین موجب شده تا طرح­های مزبور هیچ موفقیتی در برنداشته باشند. برای ارائه راهکار مناسب، بایستی پیچیدگی­های بحران را شناخت؛ لذا، سؤال اساسی این است که چرا علی رغم گذشتِ بیش از نیم دهه از منازعه اسرائیل ـ فلسطین، هنوز این مسأله لاینحل باقی مانده و هیچ یک از پیشنهادات ارائه شده نتوانسته به این موضوع پایان دهد؟ پاسخ ما به این سؤال، چند بُعدی است و عوامل کارگزاری و ساختاری متعددی را شامل می­شود که در این­جا به وسیله نظریه ساخت­یابی آنتونی گیدنز بدان پرداخته می­شود. طبق دیدگاه گیدنز، کارگزار و ساختار در کنار هم موجب شکل‌گیری پدیده­ها می­شوند و هیچ یک بر دیگری تقدم ندارد. بر این اساس، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که باید ساختار منطقه و جهان برای حل مسأله فلسطین آماده شود. بدون موافقت و همراهی قدرت­های بزرگ و کشورهای منطقه هیچ راه حلی راه به جایی نخواهد برد. همچنین در بخش کارگزار باید دو طرف بحران بتوانند به اجماع داخلی برسند و نه این­که تنها نماینده بخشی از حاکمیت و قدرت در سرزمین خود باشند.