نظریه انسداد در اندیشه معرفتی شیعه؛ درآمدی بر عرفی سازی نظام حقوقی دینی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشگاه شهید بهشتی(نویسنده مسئول)

2 استاد دانشکده حقوق،دانشگاه شهید بهشتی،تهران،ایران

doi
10.29252/jlr.2021.220268.1819
چکیده

رویکرد حاکم بر معرفت‏شناسی اصولی، با توجه به حجیت ذاتی قطع، مبناگرایی است. در اندیشه معرفتی شیعه، اصل عدم حجیت ظنون مشهور است و هم اکنون نیز بطلان نظریه انسداد بدیهی انگاشته می‏شود. در فرض انسداد باب علم و علمی، عقل به کفایت امتثال ظنی حکم می‏کند و با حجیت ذاتی ظن، اصل ثانوی بر حجیت ظن استقرار می‏یابد. بنابراین نهی از قیاس، خلاف اصل است و مدعی خصوصیت حجیت اخبار به عنوان ظن خاص، باید دلیل بیاورد. اما در نهایت تقابل تاریخی اخباری‏گری با انسدادگرایی، به انسداد باب علم و انفتاح باب علمی ختم گردید و ثمرات نظریه انسداد مغفول واقع شد. انسداد با بهره‏گیری از سیره عقلا، ظن عقلانی و تراکم ظنون در پی تمدنی عرفی و عقلایی خواهد بود؛ به ظنون عقلی به عنوان دلیل، موهِن، جابر یا مؤیّد اعتبار می‏بخشد و در انتساب احکام استنباط‏شده به شارع تردید ایجاد می‏کند. بر اساس این مبانی معرفتی و رویکرد اجتهادی که موجب کاهش ناکارآمدی و عدم انسجام در احکام فقهی می‏شود، فتاوای فقهی با حقوق مدرن نیز سازگارتر خواهد شد و عرفی‏سازی نظام حقوقی به لحاظ قانونگذاری و قضاوت تسهیل می‏گردد. هدف این پژوهش، واکاوی اندیشه معرفتی شیعه و تبیین جایگاه نظریه مهجور واقع‏شده انسداد و ثمرات آن برای نظام حقوقی در یک جامعه دینی است.