مدلی برای پیشبینی طلاق عاطفی بر مبنای سواد عاطفی، سبکهای مقابلهای، کیفیت زندگی و هیجان خواهی با میانجیگری تنظیم هیجان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 استاد گروه روانشناسی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران
3 دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور
4 استاد گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، رودهن، ایران
doi
10.22038/mjms.2019.14890چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای پیشبینی طلاق عاطفی بر مبنای سواد عاطفی، سبکهای مقابلهای، کیفیت زندگی و هیجان خواهی با میانجیگری تنظیم هیجان بود.روش کار: روش این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی با رویکرد مدل ساختاری بود. از جامعه زنان متأهل شاغل در مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای 350 نفر انتخاب شدند. به منظور جمع آوری دادهها پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن، کیفیت زندگی واروشریون، سبکهای مقابلهای لازاروس – فولکمن، هیجان خواهی زاکرمن، کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی کیمیایی و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز مورد استفاده قرار گرفت.نتایج: آزمون رگرسیون نشان داد که سواد عاطفی و کیفیت زندگی تاثیر منفی بر طلاق عاطفی دارند. هیجان خواهی، تنظیم هیجان و سبک گریز اجتناب تاثیر مثبت بر طلاق عاطفی دارند. سواد عاطفی با 37/0- بیشترین تاثیر را بر طلاق عاطفی دارد. ضرایب تاثیر غیر مستقیم با واسطه گری تنظیم هیجان نشان میدهد دوری گزینی و گریز-اجتناب تاثیر مثبتی بر طلاق عاطفی دارد. رویارویی، حمایت اجتماعی، کیفیت زندگی و مسئولیت پذیری دارای ضرایب تاثیر غیرمستقیم منفی هستند که به معنای تاثیر منفی آنها بر طلاق عاطفی با میانجیگری تنظیم هیجان است. دو متغیر گریز-اجتناب و کیفیت زندگی به هر دو شکل مستقیم وغیر مستقیم بر طلاق عاطفی اثر دارند.نتیجه گیری: بین سواد عاطفی، سبکهای مقابلهای، کیفیت زندگی و هیجان خواهی با طلاق عاطفی ارتباط وجود دارد که تنظیم هیجان میتواند این ارتباط را میانجیگری بکند.