مولانا در آینۀ اشعار و فرآیند پنجگانۀ سوگ الیزابت کوبلر-راس
نویسندگان
1
2
doi
10.30465/cpl.2026.52827.3398چکیده
این پژوهش با هدف واکاوی انطباق مراحل پنجگانه سوگ الیزابت کوبلر-راس (انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی، پذیرش) بر اشعار مولانا در سوگ شمس تبریزی انجام شده است تا ظرفیتهای فرهنگ عرفانی شرق در بازتعریف فرآیند سوگ را تبیین کند. با بهکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد بینرشتهای (ادبیات-روانشناسی)، دادهها با تکنیک مقایسهای مستمر و با اتکا به منابع معتبر تاریخ عرفان و روانشناسی سوگ تحلیل گردید. انکار در مدل کوبلر-راس، واکنشی دفاعی برای کاهش شوک هیجانی است. مولانا این مرحله را به پرسشی هستیشناختی ارتقا میدهد. خشم در مدل کوبلر-راس، واکنشی علیه بیعدالتی فقدان است. خشم مولانا مکاشفهآمیز است؛ چرا که پردههای غفلت از ماهیت مرگ را میدراند. چانهزنی در مدل کوبلر-راس، تلاش نومیدانه برای بازگرداندن کنترل است. شکست چانهزنی، زمینهساز کشف حضور درونی شمس میشود، نه بازگشت فیزیکی او. افسردگی در مدل کوبلر-راس، پاسخ به غیرقابلجبران بودن فقدان است. برخلاف مدل غربی که افسردگی را «مرحلهای گذرا» میداند، در عرفان، این حالت پلی به سوی اشراق است. پذیرش در مدل کوبلر-راس به معنای «زیستن با فقدان» است. پذیرش در نزد مولانا؛ نه فقط پایان سوگ، که آغاز زیستن در نقشه معنایی جدید است. مولانا مدل کوبلر-راس را از چارچوبی روانشناختی به سفر تحول عرفانی ارتقا میدهد.