بازنمود مفاهیم معنایی در افعال حرکتی زبان ترکی آذری بر اساس نظریه تالمی

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

3 استادیار زبان شناسی همگانی دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.22099/jill.2017.24908.1032
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی بازنمود مفاهیم معنایی مسیر و شیوه در فعل­های حرکتی زبان ترکی آذری بر اساس نظریه تالمی (2000 الف و ب)می­پردازد. در این چارچوب نظری، زبان­ها به دو گروه فعل‌بنیاد و قمربنیاد تقسیم می­گردند. در گروه اول رویداد حرکت از طریق فعل و در گروه دوم از طریق قمر بازنمایی می­شود. این پژوهش دو هدف را دنبال می­کند؛ اول این‌که زبان ترکی آذری در کدام یک از این گروه­ها قرار دارد. دوم، فرضیه فِرِز (2008) و مسگر‌خویی (1392) مبنی بر فعل‌‌‌بنیاد بودن آن را به چالش می‌کشد. به همین منظور پیکره­ای متشکل از 160 فعل حرکتی (اعم از ساده و مرکب) از فرهنگ لغت و صدای ضبط شده 20 گویشور (50-70 ساله) تهیه شده است. بررسی شواهد زبان ترکی نشان می­دهد که در بسیاری از فعل­های حرکتی ترکی آذری، عناصر حرکتی از طریق خود فعل محقق می­گردند. در دیگر افعال (به ویژه فعل‌های مرکب) نمود مسیر و شیوه از طریق وابسته فعلی در حاشیه آن صورت می‌گیرد. بنابراین در زبان ترکی آذری، ویژگی­های هر دو گروه مشاهده می­شود. از این رو زبان ترکی بر روی پیوستاری میان زبان­های فعل‌بنیاد و قمر‌بنیاد قرار دارد. چنین ویژگی‌ای نشان می‌دهد که رده افعال حرکتی در زبان ترکی که در گذشته فعل‌بنیاد تلقی می‌شدند، در حال حاضر تحت تاثیر زبان فارسی تغییر داشته‌اند که این امر خود را بیش‌تر در فعل‌های مرکب نشان می‌دهد.