بررسی ریشهشناختی واژههایی از گویش اَبَرج
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه شیراز
3 دانشیار فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jill.2017.4013چکیده
دهستان ابرج در جغرافیای امروزی ایران از جمله اراضی جلگه مرودشت به شمار میرود که از نظر تاریخی میان مناطق باستانی پارسه (تمدن هخامنشی) و انشان (تمدن عیلامی) قرار گرفته است. وجود روستاهای متعدد در دشتهای هموار به مرکزیت درودزن و نیز در مناطق کوهستانی مانند روستاهای دشتک و کندازی، تنوع فرهنگی و گویشی ویژهای به این ناحیه از استان فارس داده است. در این جستار با معیار قراردادن گویش روستاهای نامبرده که یکی نماینده گویشهای مناطق هموار در حاشیه رودکر (درودزن) و دیگری نماینده گویشهای مناطق کوهستانی (دشتک و کندازی) است، دگرگونیهای آوایی و معنایی به همراه ریشهشناسی گزیدهای از واژگان پرکاربرد این نواحی بررسی شد. همچنین، براساس موضوعات مختلفی همچون اعضای بدن، اسامی حیوانات و جانوران، اشیاء و ملزومات روزمره و تعدادی قید و فعلهای رایج، طبقهبندی گردید. همانگونه که بیان خواهد شد، برخی از این واژگان (مانند «بینی» noft در درودزنی) دارای اصلی کهن هستند اما به فارسی میانه و نو نرسیدهاند؛ همچنین با واژگانی (مانند «پریشب» parvandušna در کندازی) مواجه میشویم که در فارسی میانه رایج بودهاند اما در زبان فارسی نو، کاربرد خود را از دست داده و یا بسیار کمکاربرد شدهاند. این پژوهش برپایه تحقیق میدانی و جستوجوی اسنادی انجام گرفته است. حاصل سخن آنکه گویش مردمان کوهستاننشین منطقه، نماینده گویشی به شمار میرود که روزگاری در سراسر جلگه مرودشت رایج بوده و بعدها با ورود اقوام مهاجر در مناطق هموار حاشیه رودکر گویش آنها جایگزین گویش پیشین گردیده است. با اینحال در مناطق کوهستانی همچنان گویش کهنتر کاربرد دارد.