ابعاد معنایی «انداختن» و «بریدن» با رویکردی درزمانی: چندمعنایی، هم ‏نامی یا هم ‏معنایی بافت‏ مقید؟

نویسندگان

1 استادیار زبانشناسی همگانی دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار زبانشناسی همگانی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22099/jill.2016.4017
چکیده

مطالعه حاضر پژوهشی معنی‏ شناختی از نوع درزمانی است که در آن نگارندگان به بررسی معانی دو فعل «انداخت/اندازـ» و «بُرید/بُرـ» می‏پردازند. برای چنین بررسی ‏ای، معانی افعال یادشده در دوره‌های باستان و میانه زبان‏های ایرانی و سپس، در متون نظم و نثر فارسی دوره اسلامی و در نهایت، در فارسی معاصر ذکر شده و به منظور مقایسه، مورد تعمق قرار گرفته است. ضرورت انجام چنین مطالعه‏ ای گشودن راهی برای تصمیم ‏گیری در مورد چندمعنی بودن فعل‏های مورد بررسی، وجود هم‏نامی، یا هم‏ معنایی بافت‏ مقید میان آن‏ها براساس مستندات تاریخی و شواهد ریشه‏ شناختی است. بنابراین، افزون بر ذکر شواهد ریشه‏ شناختی و مستندات تاریخی برای بررسی معنایی این فعل‏ها، به ذکر معیارهای تشخیص چندمعنایی از هم ‏نامی نیز خواهیم پرداخت و در انتها خواهیم دید که قائل شدن به همنامی در مورد این افعال منتفی است؛ همچنان‏که قائل شدن به هم‏ معنایی بافت‏ مقید میان هر فعل و معانی آن نیز درست نیست و هر یک از این دو فعل را باید فعلی چندمعنی در نظر گرفت.