کاهش سرمایة اجتماعی ، دولت و مشارکت مردم
نویسندگان
1 دانشیار پردیس فارابی، دانشگاه تهران، ایران
2 دکتری حقوق عمومی،مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22059/jscm.2016.60666چکیده
مقالة حاضر سیاست دولتهایی را از این منظر تحلیل میکند که به ضرورت واگذاریِ بخشی از قدرت به شهروندان و پاسداشت حق همسان شهروندان و دولت در اِعمال قدرت، وقعی نمینهند. هدف اصلی مقالة پیش رو بررسی آثار مشارکتناپذیری دولت در سرمایة اجتماعی است و فرضیة پایة تحقیق بیان میکند مشارکتناپذیری دولت به صورت کاهش سرمایة اجتماعی و انسانی نمود مییابد و حریم جامعه، حیات مدنی شهروندان و اخلاق عمومی را بهشدت آسیبپذیر و دستخوش ناامنی و تهدید میکند. از این رو، هر چه دولت در تحکیم فضای اعتماد و رضایتمندی عمومی، از طریق انتقال قدرت به شهروندان بکوشد و در برخورد با شهروندان مشارکتگرا جلوه کند، به همان نسبت جامعه را در برابر آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی مصون میدارد و به تقویت سرمایة اجتماعی میانجامد. مقالة حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از شیوة علتیابی دادهها، میکوشد در جهت تبیین و توجیه مدعای مطرحشده، گام بردارد.