نقادی قرآنی نظریۀ «فقر منابع و ضرورت مهار رشد جمعیت» مالتوس
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.
doi
10.30513/qd.2025.7180.2589چکیده
توماس رابرت مالتوس، با طرح نظریۀ «فقر منابع»، بر این باور بود که جمعیت با نرخ تصاعدی رشد میکند، درحالیکه منابعْ تنها با نرخ حسابی افزایش مییابند. نتیجه آنکه، دیر یا زود جوامع انسانی با شکافی فزاینده میان نیاز و توان تولید روبهرو خواهند شد و در پی آن، فقر، قحطی و بیماری بهعنوان عوامل طبیعیِ تعادلبخش، وارد صحنه میشوند. این نظریه مبنای بسیاری از سیاستهای کنترل جمعیت، توزیع منابع و برنامههای توسعه در سطح جهانی قرار گرفته است. مقالۀ حاضر با رویکردی تحلیلی، به نقادی این نظریه از منظر قرآن کریم میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظریۀ مالتوس صرفاً مدل آماری نیست، بلکه بازتابدهندۀ جهانبینی خاصی است که نیازمند نقد معرفتی و بازتعریف مفاهیم بنیادین آن از منظر قرآنی است. نظریۀ مالتوس از منظر قرآن با چند اشکال اساسی مواجه است. اولاً فرضِ فقدان حکمت و رزاقیت در نظام طبیعت، مغایر با آموزههای قرآنی است که منابع را فراوان و جلوهای از فیض الهی و مسخر و ملازم انسان معرفی میکند. رزق مقولهای حتمی و مقدر است و اعمال انسان رابطۀ مستقیم با منابع و میزان برخورداری انسان از نعمات الهی دارد. بنابراین، فقر پدیدهای بشری محسوب میشود و قرآن سفارش مؤکد در حل این معضل اجتماعی دارد. تصویر انسان بهمثابۀ مصرفکنندهای خودخواه، در تضاد با نقش خلیفةاللهی و مسئولانۀ او در نظام قرآنی است. ازاینرو جمعیت نهتنها تهدید محسوب نمیشود، بلکه فرصتی برای آبادانی و عمران زمین به شمار میرود.