تکرار داستانها در قرآن و فرضیۀ سنتهای مختلف
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.30513/qd.2025.7071.2559چکیده
مسئلۀ تکرار در قرآن کریم، بهویژه در داستانهای قرآنی، سؤالاتی را دربارۀ چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهتهای مختلف در نقل داستانها نشاندهندۀ عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنتهای مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روشهای معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاههای مطرح، فرضیۀ سنتهای مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دورهای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی میشود. سپس نظریۀ ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد میگردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درونمتنی داستانها در نسخههای مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کلنگری سورهها، بهعنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقلها ارائه میشود. در نهایت، این تحقیق نشان میدهد که تکرارهای موجود در قرآن نهتنها توجیهپذیرند، بلکه با ویژگیهای ادبی و تاریخی آن سازگارند.