تحلیل گفتمانی انتقادی چندوجهی- بینامتنی از میدان نقش جهان به مثابه متن با تاکید بر بعد معنای تعاملی دیداری

نویسندگان

1 دانشیارگروه زبان شناسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانش آموخته دکتری زبانشناسی، گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشیارگروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22059/jolr.2026.388128.666907
چکیده

مفهوم «شهر به مثابه متن» به عنوان بخشی از مفهوم کلی­تر «زبان شهر» بارها در طراحی شهری و نظریه معماری مورد توجه واقع و از آن به مثابه مبنایی یاد شده است که در بازنمایی تاریخ، فرهنگ و روابط اجتماعی و همچنین در بررسی بالقوه ­های ارتباطی بینا­متن­ها در فضاهای شهری نقش اصلی دارد. به عنوان موضوع مطالعات موردی این مفهوم، میدان­های عمومی، به­طور خاص، نقش مهمی در تسهیل تعاملات اجتماعی و ارتقای پایداری شهری داشته­اند. پژوهش ­های داخلی در این حوزه حاکی از نبود یک ابزار جامع برای تحلیل دیداری در مطالعات فرهنگی و نشانه‌شناختی، به ویژه در مورد تحلیل بناهای برجسته شهری بازنمایی­کننده لایه‌های تاریخ و فرهنگ در یک شهر است. از این­­رو، با توسل به این فرض که گفتمان شهری از طریق ترکیبی از عناصر مقولات گفتمانی شکل می­گیرد، که در آن جنبه­ های بینامتنی به مثابه «ترکیبی از بالقوه ­ها» در نظر گرفته می­ شوند و  همچنین برمبنای دستور دیداری -- که بر پایه زبان­شناسی نقش­گرای هلیدی استوار است و می­توان  آن را به شیوه­ای عملیاتی و ممکن در تحلیل گفتمان چندوجهی­-یبنامتنی فضاهای ساخته برجسته شهری به کار بست-- مطالعه حاضر به واکاوی معنای تعاملی در گفتمان چندوجهی-بینامتنی یک محیط ساخته برجسته شهری یعنی میدان نقش جهان اصفهان می ­پردازد و شواهدی را به نفع این فرضیه فراهم ­می ­آورد. بر اساس ماهیت مدل­ های مورد استفاده، جهت گیری (نوع) پژوهش بنیادی، رویکرد پژوهش استنکافی، راهبرد پژوهش کیفی-تحلیلی، هدف پژوهش توصیف و درک عمیق از پدیده شهر به مثابه متن ، افق زمانی پژوهش مقطعی و شیوه گردآوری داده میدانی بوده که برای کشف نقش زبان و عناصر دیداری در خلق، توزیع و تفسیر معنای تعاملی دیداری این بنای برجسته شهری انجام شده است. نتایج حاصل از مطالعه حاضر حاکی از آن است که عناصر طراحی تعاملی مورد استفاده در صورت ­بندی جدید این میدان توانسته ­اند بر رفتار کاربران تأثیرات عمیقی، از افزایش تعامل و ادراک گرفته تا اثرگذاری بر پاسخ‌های احساسی و شناختی آنها، برجای بگذارد