نقد نظریۀ ایمانگرایی محض کییرکگارد در داستان ذبح اسماعیل بر اساس تحلیل شخصیت حضرت ابراهیم ناظر بر مؤلفههای تفکر نقادانه
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ تفسیر قرآن کریم، گروه قرآن و حدیث، دانشگاه معارف قرآن و عترت، اصفهان، ایران.
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران.
3 دانشآموختۀ دکتری تخصصی فلسفۀ علم، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.30513/qd.2025.7036.2552چکیده
ریچارد پاول از اندیشمندان حوزۀ تفکر نقادانه برای ارزیابی صحیح تفکر از مؤلفههایی به نام استانداردهای عقلانی استفاده میکند. برخی از این مؤلفهها عبارتاند از: درستی، انصاف، وسعت نظر و منطقی بودن. پژوهشهای انجامشده در آموزههای قرآنی و دین اسلام نیز بر تفکر صحیح و استدلالورزی دقیق برای برخورداری از ایمان راستین تأکید میکنند. اما برخی اندیشمندان ایمانگرا همچون کییرکگارد معتقدند که بعضی آموزههای دینی مانند ماجرای حضرت ابراهیم و ذبح فرزندش، بر اساس ایمانگرایی محض است و اندیشیدن در آن راه ندارد. پژوهش حاضر درصدد نقد نظریۀ ایمانگرایی کییرکگارد در این داستان بر اساس بازشناسی شخصیت و شیوۀ تبلیغ حضرت ابراهیم، ناظر بر مؤلفههای تفکر نقادانه است. یافتههای این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی نگارش شده است، وجود مؤلفههای تفکر نقادانه در شیوۀ تبلیغ حضرت ابراهیم و برخورداری ایشان از ذهن متفکر نقاد را اثبات کرده است و نظریۀ ایمانگرایی محض کییرکگارد را در داستان ذبح اسماعیل نفی میکند. همچنین برخلاف ظاهر داستان، مبانی عقلی و منطقی را در تصمیم حضرت ابراهیم نشان میدهد.