تحلیل روند تاریخی سیاستگذاری ایالات متحده آمریکا در قبال زنجیره ارزش جهانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، اقتصاد و مهندسی پیشرفت، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده امنیت ملی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه اقتصاد دانش بنیان، پژوهشکده مطالعات فناوری، تهران، ایران.
doi
10.47176/asr.1279چکیده
زنجیرههای ارزش جهانی به پایه و اساس سازمانهای صنعتی در جهان معاصر تبدیل شده و حتی برخی آنها را به منزله «ستون فقرات اقتصاد جهانی» میدانند. این نوع تقسیم کار بینالمللی در امتداد زنجیرههای ارزش جهانی، بسیاری از شرکتهای چندملیتی آمریکایی را به مراکز طراحی محصول و نوآوری بدون کارخانه تبدیل کرده است. به لحاظ تاریخی آمریکا پس از حدود یک قرن سیاستهای حمایتگرایانه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، امضای توافقنامههای تجاری متقابل برای کاهش موانع تعرفهای و غیرتعرفهای برای تجارت را جزء اولویت اصلی خود قرار داده بود؛ اما حالا در دهه اخیر بهویژه با ظهور ترامپ موج سیاستهای حمایتگرایی در آمریکا مجدداً شدت گرفته است. سؤال اصلی پژوهش این است که روند تغییرات سیاستهای ایالات متحده آمریکا بهعنوان یکی از مؤثرترین کشورها در حوزه زنجیرههای ارزش جهانی چگونه بوده است؟ فرضیه پژوهش آن است که آمریکا طی سالهای اخیر به تجدیدنظر و بازنگری پیرامون زنجیرههای ارزش خود مبادرت ورزیده است و اقدام به بازطراحی و نهایتاً اجبار شرکتها و حلقههای واسطه به بازگشت به داخل خاک آمریکا نموده است. در ادامه این پژوهش مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از روش مطالعه اسنادی و تحلیل روندی به دنبال بررسی و تحلیل سیاستهای آمریکا طی دهههای گذشته در طراحی و پیشبرد زنجیره ارزش جهانی است. همچنین در بررسی روند سیاستگذاری آمریکا در این حوزه از چارچوب مفهومی نقش دولت در زنجیره ارزش جهانی استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که راهبرد آمریکا در قبال زنجیره ارزش جهانی همواره یکسان نبوده و در بازههای زمانی متفاوت، متناسب با اقتضائات تحولات داخلی و بینالمللی تغییر سیاستهایی را تجربه کرده است. گذار این کشور از سیاستهای تسهیلکننده تجارت آزاد به سیاستهای تنظیمگری و حمایتگری و ایفای نقش خریدار محصولات این زنجیرهها دلالتهای مهمی برای اقتصاد جهانی و در نتیجه رفتار سایر بازیگران مهم داشته و از همین روی بر تجارت جهانی و منطقهای جمهوری اسلامی ایران نیز مؤثر است.