ضابطهانگاری نفوذ تصرفات بیمار متصل به موت با رویکردی بر فقه اسلامی و حقوق ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق اسلامی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
2 دانشیار گروه حقوق اسلامی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
3 کارشناس ارشد حقوق اسناد و قراردادهای تجاری دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
doi
چکیده
تصرفات بیمار متصل به موت اعم از اینکه به موت منجر شود یا نشود از جمله مباحث اختلافی میان فقهای شیعه و اهلسنت بوده است. از طرفی در قانون مدنی ایران، بیماری از اسباب حجر در ماده 1207 نیامده و تنها، در خصوص طلاق و ازدواج فرد بیمار، در مواد 944 و 945 قانون مذکور صحبت به میان آمده است. بنابراین، بحث از معیارهای وارده در مواد فوق و تطبیق و سنجش اعمال تبرعی و محاباتی بیمار متصل به موت که سابقه اختلاف در آن به بلندای قامت فقه اسلامی بر میگردد، ضروری است. با توجه به اصل 167 قانون اساسی و ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی، تحلیل توصیفهای فقهی مسئله و فحص در یافتههای حکیمانه فقیهان از روایات وارده، جهت رفع ابهام و اجمال از قوانین ذکرشده ضروری است. در پی این رویکرد، باور بر این است که ضوابط ذکرشده برای نکاح و طلاق با ضوابط سایر تصرفات مالی بیمار متصل به موت متفاوت است. این تفاوت واجد آثار وارونهای نیز هست؛ از آن جمله ثِبات مدعی و منکر در مفروضات مواد 944 و 945 ق.م. و متغیربودن آنها در سایر اعمال تبرعی و محاباتی بیمار متصل به موت است. در تطبیق مسئله با فقه اهلسنت، علاوه بر استظهار معیارهای موید معنی فوق از فقه شافعی و حنبلی، شهرت موضوع در فقه اهلسنت که به وحدت طریق مسئله با وصیت زاید بر ثلث قائلند، به صورت تطبیقی بررسی شده است. بنابراین، در جمع آراء مذکور، رهآورد عدم تضرر صاحبان حق، در غیر موارد نکاح و طلاق با وصف ذکرشده معیار نفوذ سلطنت مالک معرفی میگردد؛ اما مدعی و منکر در این مورد برخلاف ظاهر عمل فرد بیمار، منقلب شده است و با قید فرض فقر ورثه سنجیده میشود.