تحلیل انتقادی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی به اختلالات رفتاری و تبیین دیدگاه قرآن در این باره
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
2 استادیار، گروه فقه و اصول، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
4 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی؛ دانشآموختۀ حوزۀ علمیۀ خراسان، مشهد، ایران
doi
10.30513/qd.2025.6524.2457چکیده
اختلالات رفتاری به معنای رفتار انحرافی حاد است که کنشهای پژمردهگونه یا یورشآمیز را شکل میدهد. این رفتارها، مورد پسند اطرافیان و مخاطبان نیستند، ولی کنشگر از آنها احساس رضایت مینماید. این پژوهش به روش اکتشافی- تحلیلی، به دنبال ایجاد ارتباط معرفتی بین دادههای استقرایی علوم انسانی و دادههای تفسیری قرآنی میباشد. در گام نخست این جستار در مورد سرمنشأ پیدایش این اختلالات، چهار رویکرد ذیل، با عنوان عمومی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی، تبیین شده است: بیولوژیکی، روانتحلیلگری، رفتاری و انسانگرایی. پس از تبیین و نقد این دیدگاهها، به تبیین نظریه قرآنبنیان اسلامی درباره بسترها و مناشی این اختلالات پرداخته شده است. دستاورد نوشتار آن است که هر یک از رویکردهای چهارگانه پیشگفته بیانگر بخشی از سرچشمههای اختلالات رفتاریاند، اما بهگونهای فراگیر قابل استدلال نیستند. در رهاورد قرآنی، بنیادیترین مایه ایجاد اختلالات رفتاری، خدا فراموشی است. پیامد این غفلت، به فراموشی سپردن گوهر ارزشمند وجود آدمی و اهداف اصلی آفرینش است که نتیجهاش ایجاد ناهنجاریهای رفتاری است. هدف از این تحقیق ارائه رویکردی مستدل، جامع و قرآنی، برای محققان علوم رفتاری بهمنظور شناسایی و تبیین عوامل و زمینههای این اختلالات در نظام عملکرد آدمی است تا بابی جدید در این عرصه برای ایشان باز شود.