چین و استراتژی کلان آمریکا در غرب آسیا (2024-2008)
نویسندگان
1 دکترای تخصصی روابط بین الملل، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.47176/asr.2025.1294چکیده
استراتژی کلان ایالاتمتحده در هر دوره تحت تأثیر عوامل منطقهای و فرامنطقهای پدید آمده که باعث ایجاد فرصت یا تهدید در عرصه نظام بینالملل میشود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نگاه توصیفی- تحلیلی به نقش چین بر استراتژی کلان ایالاتمتحده آمریکا در غرب آسیا در بازه زمانی ریاستجمهوری اوباما تا بایدن است. پرسش این است که چگونه چین بر استراتژی کلان آمریکا در منطقه غرب آسیا از سال 2008 تا 2024 اثر گذاشته است؟ نتایج نشان داد اقدامات چین در حوزههای سیاسی، اقتصادی و نظامی- فناوری موجب شده است تا آمریکا درصدد ائتلافسازی در مقابل تهدید نفوذ چین در مناطق استراتژیک از جمله غرب آسیا برآید. از این جهت چین متغیر مهم فرامنطقهای برای سوق دادن آمریکا به سمت استراتژی موازنه فراساحلی در منطقه غرب آسیا است که با ابتکارهای چندوجهی منافع آمریکا را در حوزههای سیاسی- دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی با تهدید روبرو کرده است. عمده ائتلافسازی آمریکا در منطقه غرب آسیا به دلیل خنثیسازی و جلوگیری از مداخله و نفوذ چین صورت میگیرد که تلاش دارد متحدان خود یعنی اعضای شورای همکاری خلیجفارس را از پیوستن به ائتلاف با چین برحذر دارد. مدیریت در سایه، استفاده از هنجارهای دموکراسی لیبرال، ائتلافسازی، تأکید همزمان بر موازنه تهدید به منظور موازنه قدرت و تلاش جهت احاله مسئولیت به شرکا و متحدین در منطقه غرب آسیا در تنظیم نظم امنیتی مورد نظر، از تاکتیکهای استراتژی موازنه فراساحلی است. مطالعه حاضر از نوع کیفی و روش پژوهش اسنادی میباشد و از شیوه کتابخانهای برای بررسی و گردآوری دادهها و اطلاعات استفاده شده است.