جایگاه تحریم‌های اقتصادی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا؛ از تغییر رفتار تا تغییر رژیم

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده مطالعات بین الملل، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.

2 مدرس و پژوهشگر دانشکده مطالعات بین الملل، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای گرایش آمریکای شمالی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران.

doi
10.47176/asr.2025.1247
چکیده

امروزه ایالات‌متحده آمریکا از ابزارهای مختلفی برای حفظ هژمونی و بقاء خود بهره‌برداری می‌کند. طی دهه‌های گذشته تحریم‌های اقتصادی یکی از پرکاربردترین ابزارهای آمریکا بوده است. برخلاف غلبه ماهیت میلیتاریستی سیاست خارجی آمریکا در دوران نظم دوقطبی، در دوران پساجنگ سرد ابزار تحریم اقتصادی به سرعت به ابزاری هم‌تراز با نظامی‌گری در سیاست خارجی ایالات‌متحده تبدیل شده است. دیدگاه سیاستمداران آمریکا به تحریم اقتصادی در مقایسه با ادوار گذشته تغییر کرده و تحریم اقتصادی به یک اصل ثابت و راهبردی در سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر، تحت تأثیر حوادث و رویدادها در حوزه اقتصاد سیاسی بین المللی و سرعت گرفتن و شدت یافتن جهانی شدن اقتصاد، جایگاه و محبوبیت تحریم برای سیاستمداران ایالات متحده آمریکا افزایش یافته است؛ به نحوی که در حال حاضردر فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده این گزاره راهبردی، مسلم تلقی می‌شود که می‌توان با ابزار قهریه اقتصادی، جهان را کنترل کرد. بر این اساس، این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از روش مطالعه اسنادی، به دنبال پاسخ به این سوال است که تحریم اقتصادی چه جایگاهی در سیاست خارجی ایالات متحده دارد؟ یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد آمریکا زمانی به اعمال تحریم متوسل می‌شود که سایر تلاش‌ها برای نیل به اهداف شکست خورده باشد. همچنین در گذر زمان، جایگاه ابزار تحریم در سیاست خارجی آمریکا از بازدارندگی و تغییر رفتار، به سلاحی برای براندازی و تغییر دولت‌های مخالف تحول یافته است.