بررسی فرایند خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان از منظر نظریه سیستمی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی مطالعات منطقهای ، پژوهشگر و مدرس دانشگاه.
2 دانشیار، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران.
doi
10.47176/asr.2025.1291چکیده
نظریه سیستمی، که یکی از رویکردهای برجسته در علوم انسانی، به ویژه در حوزههای علوم سیاسی است این امکان را میدهد تا رویدادهای گوناگون را به شیوهای خاص مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این نظریه با تأکید بر ارتباط و تعامل اجزای مختلف یک سیستم، کمک میکند تا پدیدهها را به صورت جامعتر و در قالب یک مجموعه مرتبط درک کرد. در این پژوهش سعی شده است خروج آمریکا از افغانستان در چارچوب این نظریه بررسی شود. شکست آمریکا در جنگ افغانستان (2021-2001) و نرسیدن به اهداف خود، یکی از نقاط آغاز تشکیکها در هژمون برتر بودن آمریکا میباشد. دیدگاههای متعارضی در خصوص افول هژمونی آمریکا مطرح شده است و خروج از افغانستان بدون هیچ دستاوردی به این خوف و رجا در بین نخبگان آمریکایی دامن زده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «چگونه میتوان بر اساس نظریه سیستمی، خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان را تشریح و تبیین کرد؟» مبتنی بر رویکرد تبیینی و با بهرهگیری از روش مطالعه اسنادی برای پاسخ به این سؤال میتوان گفت بحران در نظام اقتصادی، سیاسی و نظامی این کشور بر برتری آن در فضای بینالملل تأثیرگذار بوده و بر هژمون برتر بودن نیز اثر سوء داشته است. شکست در سیاستهای اعلامی واشینگتن در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در کنار فشارهای محیطی ناشی از کنشگری فعال بازیگران قدرتمند که حکایت از تغییر واقعیتهای نظام بین الملل دارد، باعث شد آمریکا برای جلوگیری از افول کامل به بازاندیشی نسبت به سیاستهای چیرگی بنیاد خود در منطقه غرب آسیا برسد. برای نشان دادن این مهم و عملیاتی کردن متغیرها نیز از روش مدلسازی نظری بهرهبرداری شده است.