الگوی کنش سیاسی ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری و امکانهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)، تهران، ایران.
doi
10.47176/asr.2025.1285چکیده
این پژوهش به بررسی سیاست فشار حداکثری در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ و امکانهای راهبردی ج.ا.ایران در مواجهه با این سیاست میپردازد. در این راستا با بهرهگیری توأمان از نظریه روان شناختی «شخصیت ریاست جمهوری» جیمز باربر و نظریه رئالیسم تدافعی، ازیکطرف به بررسی شخصیت و تبیین روانشناختی ویژگیهای رفتار سیاسی دونالد ترامپ و تأثیر آن بر تصمیمگیری سیاست خارجی ایالات متحده تحت ریاستجمهوری ترامپ پرداخته و از طرف دیگر امکانهای ج.ا.ایران را برای حفظ و ارتقای سطح مواجهه با فشارهای خارجی بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه ج.ا.ایران ممکن است با اتخاذ راهبردهای داخلی و خارجی، به تهدیدات ناشی از سیاستهای فشار حداکثری ترامپ پاسخ دهد؟ در پاسخ به این سؤال پژوهش حاضر به این نتایج دست یافت که بازدارندگی هستهای صلحآمیز همراه با تقویت انسجام درونی، بسیج سیاسی معطوف به کاهش وابستگی نامساعد اقتصادی به خارج از کشور از یک سو و سپس مدیریت هوشمند روابط منطقهای، حفظ و ارتقای سطح و تضمین روابط اقتصادی با سایر بازیگران رقیب امریکا، امکان بالقوه مواجهه مؤثر با سیاستهای فشار حداکثری را فراهم میآورد.