ماهیت و مؤلفههای «شکر و قدردانی» از منظر قرآن و روانشناسی مثبتگرا
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار، گروه علوم قرآنی و فقه، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، رشتۀ علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30513/qd.2025.6281.2416چکیده
در روانشناسی مثبت، شکرگزاری و توجه به آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی، مبحث نوظهوری است. در قرآن نیز خداوند با ذکر نعمتهای فراوان و به تعبیر الهی «شمارناپذیر»، بارها رفاه انسان و اسباب مادی و معنوی در تسخیر او را یادآورى میکند و از انسان میخواهد با شکر نعماتش و بهره بردن از منافع آن، رشد خود را به کمال برساند. در عین حال، شکرگزاری بهعنوان یک مفهوم اخلاقی در قرآن و قدردانی بهعنوان یک مفهوم ناظر به آداب اجتماعی در روانشناسی مثبت، بررسی ماهیتی این دو مفهوم را در قرآن و روانشناسی ضروری میسازد. این پژوهش، یک مطالعۀ تطبیقی از نوع تبارشناختی است که ترکیببندی و کارکردهای دو موضوع شکرگزاری و قدردانی را در قرآن و روانشناسی مثبت بررسی میکند. هدف این پژوهش، بیان شباهتها و تفاوتهای ماهوی و مؤلفههای کلیدی در دو حوزۀ یادشده است. بر اساس نتایج پژوهش، قرآن کریم در موضوع شکر و سپاسگزاری، به صورت توأمان، نگاه بنیادگرایانه و کارکردگرایانه مبتنی بر بنیاد خودساختۀ قرآنی را دارد، برخلاف روانشناسی مثبتگرا که موضوع را صرفاً کارکردگرایانه مطرح میکند. همچنین علیرغم مشابهتهای ظاهری، شکرگزاری در قرآن و روانشناسی مثبتگرا تفاوت ماهیتی و پارادایمی دارند و بر پایۀ نظامهای فکری متفاوتی بنا شدهاند.