بازخوانی تفسیر آیۀ 82 و 83 سورۀ نساء بر اساس خوانش عرفانی
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی علامه حسنزادۀ آملی(ره)، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی علامه حسنزادۀ آملی(ره)، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران.
doi
10.30513/qd.2024.5858.2322چکیده
خوانش عرفانی از آیات قرآن بر اساس قواعد و مبانی متقن تفسیری و بهرهگیری از اصول تدبر صحیح، امری ممکن و البته ضروری است، زیرا میتواند به کشف و استخراج مفاهیم جدیدی از قرآن بینجامد. این مهم در بسیاری از تفاسیر عرفانی، عملی شده است، اما مفسران در این تفاسیر، غالباً به تبیین کیفیت فهم جدیدشان از آیه نمیپردازند. ازاینرو به مقولههایی همچون ناهماهنگى در تفسیر و تأویل آیات قرآنى، تکیۀ صرف بر تداعی معانی، برداشتهای ذوقی و گونهای بیمبنایی، متهم میشوند، حالآنکه تبیین دلایل آنان میتواند مقبولیت سخنانشان را به دنبال داشته باشد. آیات 82 و 83 سورۀ نساء از آیاتیاند که بر اساس تفسیر ظاهریشان ناظر به مباحث حکومتیاند، اما از طریق بررسی سیاق داخلی و خارجی آنها، بهویژه نظر به آیۀ قبل، میتوانند مفاهیم جدیدی را بازگو نمایند. این مقاله میکوشد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، دلایل و قراین تفسیر عرفانی از این آیات را تبیین کند و در حقیقت، به لایههای معنایی آنها راه یابد. بنابر این نگاه، این آیات بهروشنی از علم اهل استنباط نسبت به باطن قرآن، لزوم عرضۀ دریافتهای آنان به معصوم(ع) و عدم اختلاف میان یافتههای حقیقی عارفان حکایت دارد و میتواند بیانگر یکی از برترین مقامات سلوک عارفان، یعنی «کتمان» باشد.