بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ؛ تقابل فناورانه- تجاری آمریکا و چین
نویسندگان
1 دانشیار، روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار، روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.47176/asr.2024.1258چکیده
پس از دو دهه نظم جهانی به رهبری آمریکا، بازگشت رقابت قدرتهای بزرگ به مهمترین ویژگی تعیین کننده نظام بینالملل در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. در عصر جدید رقابت قدرتهای بزرگ، تبیین چند قطبی میان آمریکا، چین و روسیه و دوگانۀ چینی- آمریکایی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در حال حاضر که چین دومین اقتصاد و بزرگترین مصرف کننده انرژی است، در مسیر تبدیل شدن به بزرگترین اقتصاد جهان تا سال 2030 قرار دارد. ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی، آمریکا را در مؤلفههای اقتصادی، نظامی، فناوری و ایدئولوژیک با چالش مواجه کرده است. با توجه به در جریان بودن رقابت میان دو کشور، پرسش اصلی مقاله این است که چین و آمریکا چه روندی را در روابط دوجانبه طی کردهاند تا به سطح رقابت و تقابل در بعد فناورانه رسیدهاند و ابعاد اصلی این رقابت چیست؟ بر اساس یافتههای پژوهش که مبتنی بر روش روند پژوهشی به دست آمده است، میتوان گفت که هدف راهبردی آمریکا، ادغام چین در سیستم بینالمللی تحت هژمونی این کشور بود و ریشه در این باور داشت که حمایت از ظهور چین و ادغام آن در نظم بینالمللی غرب محور منجر به آزادسازی اقتصادی و تسری آن به سیستم سیاسی چین خواهد شد. هدف پژوهش دستیابی به چشماندازی از تقابل ایالات متحده و چین در حوزه فناورانه- تجاری است. طبق یافتههای پژوهش رقابت بین آمریکا و چین به احتمال زیاد در یک دهه آینده ادامه خواهد یافت و با توجه به پیچیدگی روابط این دو کشور، ممکن است به همدستیهای محدود و همکاری در چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی منجر شود و در نهایت یک نظم جدید بینالمللی را شکل دهد.