نظریه‌ی جنگِ حقوقی و آینده‌ی حقوق بین‌الملل: حقوق ابزار صلح یا جنگ؟

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه قم، گروه حقوق بین الملل دانشکده حقوق

2 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل دانشکده حقوق دانشگاه قم

doi
10.22034/jlr.2020.176120.1344
چکیده

حقوق از دیرباز همواره به عنوان ابزار صلح و انتظام بخش روابط افراد و جوامع بشری مطرح بوده است. قلمِ فیلسوفان و متفکران مختلفی که به حوزه‌ی جنگ و صلح پرداخته‌اند، در نهایت بر واژه‌ی «صلح» از حرکت باز ایستاده و تلاش نویسندگان برجسته‌ای چون هوگو گروسیوس نیز در کتاب حقوق جنگ و صلح و کوشش وی برای تبیین دلایل مشروع جنگ، غایتی جز رسیدن به صلح از رهگذر واقعیت جنگ نداشته است. دکترین نوظهوری که روابط بین‌المللی برخی کشورها را دستخوش تغییرات تازه‌ای ساخته و در حال سایه افکنی بر غایت‌مندی حقوق به عنوان ابزار صلح می‌باشد، عبارت از دکترین جنگ حقوقی یا نظریه‌ی استفاده از حقوق به مثابه ابزار جنگی است؛ پژوهش حاضر ضمن توصیف و تحلیل این دکترین جدید با بهره‌گیری از داده‌های کتابخانه‌ای، با نقدی فلسفی و نگاهی آینده پژوهانه، در صدد تبیین مسیر احتمالی آینده‌ی حقوق بین‌الملل از نگاه دولت‌ها به آن خواهد بود و در پایان نتیجه می‌گیرد که به منظور مقابله با هرگونه انحراف و تغییر مسیر تکاملی حیات حقوق بین‌الملل، ضروری است با تاکید بر وحدت و یکپارچگی حقوق بین-الملل و جلوگیری از تجزیه‌ و چندپارگی آن، مجال توسعه‌ی دکترین «جنگ حقوقی» را فراهم نکرده، بلکه مفهوم صلح حقوقی را در مقابل آن تقویت کرد.