گرایش به بینالمللگرایی در سیاست خارجی دولتهای جمهوریخواه ایالات متحده
نویسندگان
1 دکتری تخصصی روابط بینالملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.47176/asr.2024.1234چکیده
میزان گرایش به بینالمللگرایی در دولتهای مختلف ایالات متحده، تأثیر مستقیمی بر روی میزان مداخلهگرایی این کشور در مناطق مختلف جهان بهویژه منطقه غرب آسیا داشته و از این طریق، همواره امنیت و منافع ملی ایران را متأثر ساخته است. برخلاف دولتهای دموکرات، این نوع گرایش در دولتهای جمهوریخواه نوسان شدیدی را تجربه کرده و در طول یک قرن گذشته، دو بار از تمایل سنتی به انزواگرایی به یک بینالمللگرایی ستیزهجویانه تغییر جهت داده است. پژوهش حاضر برای پاسخ به چرایی چنین تحولی در ترجیحات سیاست خارجی حزب جمهوریخواه، از چارچوب نظریه واقعگرایی نوکلاسیک و روش پژوهش تاریخی بهره میبرد تا بتواند با تجزیه و تحلیل پویاییهای موجود در ترجیحات سیاست خارجی جمهوریخواهان در دو مقطع تاریخی پس از جنگ جهانی دوم و پس از حمله 11 سپتامبر، عوامل مؤثر بر رخداد چنین تحولی را شناسایی کند. نتیجه بررسیهای یاد شده بیانگر آنست که در هر دو مقطع، جمهوریخواهان علیرغم عدم تمایل ذاتی به بینالمللگرایی، به دلیل ظهور تهدید بزرگ کمونیسم شوروی پس از جنگ جهانی دوم و جلوهگر شدن تهدید تروریسم پس از حادثه 11 سپتامبر، گرایش قابل ملاحظهای را نسبت به یک بینالمللگرایی ستیزهجویانه در جهت مقابله با ابعاد مختلف تهدیدهای یاد شده نشان دادهاند. به این ترتیب، برآیند ترجیحات سیاست خارجی جمهوریخواهان بیانگر آنست که در شرایط ظهور منابع عمده تهدید علیه امنیت ابالات متحده، گرایش آنها به بینالمللگرایی افزایش قابل توجهی داشته است. خصیصهای که در حزب دموکرات به این شدت مشاهده نمیشود.