تحلیلی بر خوانشهای زبان قرآن و آبشخورهای معرفتی آن
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، مشهد، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ علوم قرآن، دانشکده علوم قرآنی مشهد، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، مشهد، ایران
doi
10.30513/qd.2024.5069.2105چکیده
زبان قرآن از بحثبرانگیزترین مسائلی است که نظرات صاحبنظران دربارۀ آن، خط سیر خاصی ندارد. مقالۀ حاضر با اتکا به روش اسنادی-کتابخانهای و با رویکردی توصیفی و تحلیل مفهومیِ محتوای کیفیِ خوانشهای سهگانۀ زبان قرآن، به واکاوی آبشخورهای معرفتی آنها میپردازد. نتایج حاکی از آن است که دغدغۀ اصلی مفسران در عصر نزول قرآن، بیان مختصر آیات و تبیین حداقلی ویژگیهای ادبی آن بوده است. روایات تفسیری پیامبر(ص) و توضیحات مختصر تفسیری صحابه و تابعینِ صاحب مدرس و مکتب تفسیر، شاهد این ادعاست. مفسران متقدم، زبان قرآن را ویژگیهای لغوی و لهجات قومی عربی میدانستند. جنجال بر سر روایات احرف سبعه و غریبالقرآن و برخی پیچیدگیهای نحوی قرآن، بیانگر چنین گفتمانی است. نیز مسئلۀ خلق قرآن که در قرن دوم موضوع داغ فرق اسلامی بود، مبنایی برای نظرات بعدی دربارۀ زبان قرآن شد، زیرا مفسران را در تفسیر آیات متشابه و مضامین برخی آیات که باعث اختلافات شدید میانشان بود، راهگشا گردید. امروز به دلیل غلبۀ روشهای زبانشناختی و نشانهشناختی، نگاه نوینی به زبان قرآن شده است. در طول قرنهای متمادی، سه خوانش برای زبان قرآن (زبان قرآن بهمثابۀ گونهای از لهجات و گونههای بیانی، زبان قرآن علت غاییِ مجادلات کلامی قرون متمادی، و بیان گفتاری یا نوشتاری آن) مطرح گردیده است.