واکاوی تطبیقی ماهیت و جایگاه تفسیر واعظانه در تفاسیر فریقین

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری تفسیر تطبیقی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران

2 استادیار، گروه قرآن و مستشرقان، مجتمع آموزش عالی قرآن و حدیث، جامعة المصطفی العالمیه

doi
10.30513/qd.2024.5730.2287
چکیده

تفسیر واعظانه از کهن‌ترین گونه‌های تفسیر است که در سدۀ نخست شکل گرفت و در سده‌های پنجم تا نهم رشد چشم‌گیری یافت و مورد استقبال جامعه قرار گرفت، لکن پس از آن، دوران افول خویش را تجربه کرد تا امروزه، در قالب تفاسیر تربیتی، هدایتی و اجتماعی با تغییر در برخی از شاخصه‌ها، بازتولید شود. ابعاد تفسیر واعظانه در دانش تفسیر همچنان ناشناخته مانده است تا جایی که حتی تعریف کاملی از این شیوۀ تفسیری وجود ندارد و شاخصه‌های آن نیز به‌طور کامل شناسایی نشده است. تفسیر واعظانه، تفسیری همسو با روح قرآن، یعنی هدایت و موعظه است. شواهد و قراین نشان می‌دهد که رگه‌هایی از آن به عصر نزول بازمی‌گردد، لکن در شکل مصطلح خود، با تفسیر حسن بصری آغاز شد و با ترجمه - تفسیرِ طبری ادامه یافت تا سرانجام با تفسیر ابوالفتوح رازی، به تفسیر کاملی با نشانه‌های تفسیری که از آن با تعبیر «واعظانه» یاد می‌شود، نمودی جدی در جهان تفسیر پیدا کرد. برخلاف تفاسیر اجتهادی - علمی که گرایش نخبگان جامعه را به‌سوی خود جلب می‌کند، تفسیر واعظانه همچون خودِ قرآن، قابل استفادۀ علمی، تربیتی و اخلاقی برای عموم بوده و هست، ولی با تفاسیر تربیتی و هدایتی تفاوت‌هایی دارد. این‌ گونۀ تفسیری می‌تواند فاصلۀ میان دانش تفسیر و تودۀ مسلمان را کاهش دهد و به پیوند بیشتر عامۀ مردم با مفاهیم قرآنی منتهی گردد. پژوهش پیشِ‌رو، با استفاده از اطلاعات برآمده از مطالعات کتابخانه‌ای و با روشی توصیفی - تحلیلی به واکاوی تطبیقی ماهیت و جایگاه تفسیر واعظانه در تفاسیر فریقین پرداخته است. نتایج به‏‌دست‏‌آمده حاکی از آن است که اولاً مبانی عرفان عملی متجلی در کردار صوفیان نخستین، در کنار عواملی همچون قوّالی قصاص و فصّالی کرّامیان، باعث پیدایش نخستین تفاسیر واعظانه شده است و رشد و افول آن نیز تأثیری مستقیم بر این‌ گونۀ تفسیری نهاده است. ثانیاً ادبیات تفاسیر واعظانه در هر دو زبان فارسی و تازی، سرشار از بلاغت و بدیع و آمیخته با تمثیل، داستان، حکایت و شعر است که اقناع مخاطب را در پی دارد. بنابراین کارکرد بلاغت ادبیِ تفاسیر واعظانه، نه در تبیین مدالیل آیات، بلکه در افزایش جذابیت متن تفاسیر یادشده بوده است. ثالثاً تفاسیر واعظانه سرشار از روایاتی است که ملاک مفسر در انتخاب آن روایت، تبیین مواعظ نهفته در آن‌هاست، هرچند آمیخته با جعلیات و اسرائیلیات باشد. سهم تفاسیر واعظانۀ شیعه در استفاده از جعلیات و اسرائیلیات کمتر از نمونه‌های مشابه در جهان تسنن است.