کاربست خلاقانه واژگان در زبان عارفان براساس نظریه حوزه‌های لانگاکر

نویسندگان

1 Postdoc researcher of Persian language and literature, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran

2 Associated Professor of Linguistics, Departement of Linguistics, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University,Tehran

doi
10.22108/jpll.2023.137687.1766
چکیده

هنگام تولید یا فهم عبارت‌های زبانی، در فرآیندهای کاملاً پیچیده و ظریف ساخت مفهومی درگیر می‌شویم که از منابع فراوان و گوناگونی برداشت می‌کنند. ازجملۀ این منابع «معانی واژگانی» است. از نخستین ادوار تکوین تصوف اسلامی، خلق معانی بدیع و نامتعارف و بازی‌های زبان‌شناختی با واژگان در گسترۀ وسیعی از زبان عارفان به چشم می‌خورد. همجواری بافتیِ معنای متعارف واژه درمقابل معنای خلاقانه و بدیع، به چندصدایی معنایی منجر می‌شود و هدف عارف از این همجواری، شکستن عرف و عادت‌های زبانی به عنوان محور جمال‌شناسی در بلاغت صوفیه و در‌نتیجه عادت‌ستیزی در نگریستن به واقعیت‌‌ زبانی و فرازبانی است. پژوهش حاضر می‌کوشد با توجه به مبانی نظری و روش‌شناختی نظریۀ حوزه‌های لانگاکر، سازوکارهای معناسازی عارفان را از رهگذر «ابهام معنایی واژگانی» بررسی کند. براساس نتایج پژوهش، برخورد خلّاقانۀ عارفان با دو پدیدۀ «چندمعنایی» و «هم‌آوا-هم‌نویسگی»، ضمن فراهم آوردن بستر مناسبی برای معنی­آفرینی و گفتمان‌سازی با تغییر حوزه‌های معنایی واژگان در فرآیندی ساخت‌شکن و آشنایی‌زدا به شاعرانگی و ارزش زیبایی‌شناختی زبان عرفان افزوده است.