تطوّر استعارة عقل در غزلیات سنایی، عطار، مولانا
نویسندگان
1 Assistant Professor, University of Kashan, Iran
doi
10.22108/jpll.2019.110433.1218چکیده
در منظومة عرفان و تصوف، عارفان بسیاری دربارة بنمایة عقل سخن گفته و با توجه به ویژگیهای زیستی و محیطی و همچنین عوامل برونی و محیطی، دیدگاههای سهگانهای در این باره بیان کردهاند. گروهی عقل را ستوده و با القابی مانند «نور» و «ملازم جان» از آن یاد کردهاند؛ برخی دیگر، برخلاف دیدگاه نامبرده، عقل را عاجزی میدانند که تنها اهل گزافهگویی و دعوی است و عدهای نیز گاهی آن را نردبان بام حق و گاهی بند و سلسلهای بر پای جان انگاشتهاند. در این مقاله تلاش میشود در سیزده گروه استعارة مفهومی، دیدگاه سنایی و عطار و مولانا، در جایگاه سه شخصیت اصلی در تاریخ شعر عرفانی، نسبتبه مفهوم کلیدی عقل بررسی شود. این سه شاعر درمجموع در 74 کلاناستعاره از عقل، به سه نوع استعارة مثبت و منفی و دووجهی در غزلیات خود اشاره کردهاند. استعارههایی مثل هدایتگری، کاردانی، نردبانیِ بام حق، چشم، بیداری و آگاهیبخشی، در قلمرو استعارههای مثبت؛ بند، سلسله، خواری، عجز و زبونی، ذرّهصفتی، بوالفضولی، شغلافزایی و سرکشی در قلمرو استعارههای منفی و استعارة پیر در قلمرو استعارة دووجهی قرار دارد. براساس این سه نوع استعاره میتوان گفت حرکت تاریخی استعارههایی با بار معنایی منفی از سنایی به عطار، سیر صعودی و از عطار به مولوی، سیر نزولی داشته است. مبنای نظری پژوهش نظریة استعارههای شناختی است که برخلاف دیدگاه سنتیِ استعاره معتقد است افزونبر زبان، نظام مفهومی و ذهن و ضمیر هر روزة ما اساساً ماهیتی استعاری دارد.