گذر از افسانه نارسیس به خویشتن در غزلیات شمس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، ایران
2 استاد زبانهای خارجی و زبانشناسی دانشگاه شیراز، ایران
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، ایران
doi
چکیده
دیدار با خویشتن و رسیدن به حقیقت خود یکی از اصول مسلم و نهایی سلوک الی الله است که بسیاری از آثار عرفانی به طور اشارهوار، تمثیلگونه یا مبسوط به آن پرداختهاند. آنچه عارفان در این حیطه بیان کردهاند، در برخی موارد منطبق با آن چیزی است که در علم روانشناسی در مورد خویشتن و مفاهیم مربوط به آن آمده است. این مساله یعنی خویشتن و تجربه شهود عرفانی در زبان مولانا گاه با تعابیر و نشانههایی بیان میشود که افسانه نارسیس در عالم اسطوره را تداعی میکند؛ عناصری همچون آب، چشمه، جویبار، چهره، دیدار، عکس خود در آب دیدن و ... بهویژه در کنار هم در غزل مولانا که در جنبه روساخت این افسانه را در نظر میآورد و از جنبههای درونی و ژرفساختی، فضای پدیداری، پیشینهها و برآیندها ما را از آن دور کرده، آن را دو امر مجزا و با دو جنبه متمایز ارزشی و مربوط به دو عالم عرفانی و اسطورهای میکند. این پژوهش برآن است تا ضمن نگاهی به این افسانه، ردپای خویشتن و تجربه دیدار، نامها، دالها و شکلهای بروز و توصیف آن و نیز روند دستیابی به آن را ضمن توجه به دیدگاههای روانشناسی بهویژه آموزههای یونگ در گستره غزل مولانا بکاود و مرز و حدود این دو پدیده مشابه و در معنا متفاوت را روشن کند که یکی نفی هستی و شهود حق و دیگری اثبات هستی و خودشیفتگی و به عبارتی فریفتگی به ظواهر، نقابها و سایهها و به بیانی دیگر شرک، کفر و نادیده انگاشتن حقیقت است. گفتنی است که نگاه فروید به افسانه نارسیس آن را کاملا در نقطه مقابل مفهوم تجربه دیدار و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن قرار میدهد و در این راستا تحلیل یونگ از برخی عناصر مرتبط با اسطوره راهگشاتر است.