بررسی ویژگیهای سبکی کشفالمحجوب با رویکرد نظریهی انتقادی در چارچوب دستور نقشگرای هلیدی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه نیشابور
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه نیشابور
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه نیشابور
doi
چکیده
این نوشتار برآن است تا مختصات سبکی کشفالمحجوب را بر اساس دو معنای اندیشگانی و بینافردی (در دستور هلیدی) به منظور دستیابی به نوع نگرش (ایستار) نویسنده و کشف نظام معنایی ذهن وی و ایدئولوژی حاکم بر متن مورد بحث و بررسی قرار دهد. مهمترین نتایج به دست آمده از این قرار است: کانون توجه گفتمان کشفالمحجوب خداست. خدا در جایی حضور مییابد تا به عنوان یکی از موضوعات تصوف تعریف شود و با تعریف او، جهان، انسان و دیگر اشیاء تعریف میشود. متن به لحاظ تجربی و در فرانقش اندیشگانی، بیشتر سمتوسوی تجریدی دارد. این نوع اندیشیدن و گفتمان حاصل از آن، در همبستگی متقابل با نوع ارزشگذاری و اعتقادات صوفیه و اندیشة اصالت معنویات است. متن بیشتر متقاعدکننده است تا امری. حتی در بیان هنجارها از آمریت بالا و فرمان مطلق استفاده نمیشود. نویسنده برای اقناع مخاطب از شیوههای تمهیدات استدلالی، توصیفی، تبیینی، توضیحی؛ سودجستن از وجوه خبری و استفهام تقریری و انکاری استفاده میکند و از وجوه التزامی به جای امری سود میبرد و از حجّیّت قرآن و حدیث، برای تثبیت گفتمان تصوف استفاده میکند. وجوه دعایی در متن غلبه دارد و یکی از ویژگیهای این متن، برانگیختن احساسات است. نویسنده برای تسهیل و تسریع فرایند اقناع، وجوه عاطفی را به کار میگیرد. وجه تردیدی در نازلترین سطح و وجه قطعیت، فراوانی قابل توجهی دارد. وجه خبری نیز در بالاترین سطح از فراوانیها است.