آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای و مصرف استازولامید بر تعادل کوهنوردان فعال در ارتفاع شبیهسازی شده
نویسندگان
1 دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
5 دانشگاه فدرال ریو گرانده دو نورته
doi
10.22089/spj.2023.14878.2258چکیده
اهداف: تعادل عاملی مهم برای موفقیت و سلامت کوهنوردان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار جداگانه و توأمان تحریک الکتریکی مغز و داروی استازولامید بر تعادل مردان کوهنورد بود.مواد و روشها: 12مرد کوهنورد (انحراف استاندارد±میانگین سن، قد و وزن به ترتیب: 6/4±8/39 سال، 8/7±4/177 سانتیمتر و 9/1±1/79 کیلوگرم) در این پژوهش دوسوکور شرکت نمودند. آزمودنیها تحت شش شرایط: 1)استازولامید و تحریک ناحیۀ قشر حرکتی اولیه(M1) 2)استازولامید و تحریک ناحیه قشر خلفی-جانبی پیشپیشانی(DLPFC) 3)استازولامید و شم 4)دارونما و تحریک M1 5)دارونما و تحریک DLPFC 6)دارونما و شم قرار گرفتند. در هر جلسه آزمودنیها پس از 30 دقیقه نشستن در شرایط هایپوکسی (O2=13%)، به مدت 20 دقیقه تحت تحریک مغزی قرار گرفتند. سپس، هر آزمودنی با توجه به استقامت هوازی خود، یک وهله فعالیت واماندهساز را با 60% سرعت هوازی بیشینه روی نوارگردان انجام داد. بلافاصله پس از فعالیت، تعادل پای تکیهگاه و غیرتکیهگاه اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمون آنوای دوراهه با اندازهگیریهای تکراری استفاده گردید.یافتهها: در شرایط هایپوکسی، تحریک ناحیه M1 و DLPFC نسبت به شرایط تحریک شم اثر مثبت معناداری بر تعادل پای تکیهگاه پس از فعالیت واماندهساز گذاشت (به ترتیب: 02/0=p و 03/0=p). اما بین این دو نوع تحریک تفاوت معناداری وجود نداشت. برای پای غیرتکیهگاه تفاوت معناداری بین شرایط تحریک نواحی مختلف مشاهده نشد. همچنین، بین مصرف استازولامید و دارونما بر تعادل پای تکیهگاه و غیر تکیهگاه تفاوت معناداری دیده نشد.نتیجهگیری: تحریک ناحیه M1 و DLPFC میتواند باعث بهبود تعادل پای تکیهگاه کوهنوردان هنگام کوهنوردی در ارتفاع شود.