حق بر سلامت روان کودکان و نوجوانان بزهکار در پرتو عدالت کیفری افتراقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی
2 عضو هیئت علمی گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران(نویسنده مسئول)
doi
10.22034/jlr.2020.185035.1629چکیده
موضوع سلامت کودکان به عنوان غنیترین سرمایه اجتماعی عصر حاضر، امری بسیار مهم تلقی میگردد. حق بر سلامت به عنوان یکی از حقهای بشری، ابعاد مختلفی دارد که سلامت روان به معنای بهره مندی از خصوصیات مثبت شخصیتی-رفتاری و فقدان مشکلات روحی و روانی، از جمله ان است. کودکان بزهکار نیز به عنوان یکی از آسیبپذیرترین گروههای بشری برخوردار از این حق هستند و نظام عدالت کیفری افتراقی که هدف خود را بر بازپروری این دسته معطوف نموده، ناگزیر از توجه به آن میباشد. درواقع ازآنجا که بنیان برنامههای حمایتی و درمانی این نظام، بر شناسایی عوامل خطر و اجرای تدابیر حمایتی استوار است، شناسایی مشکلات روحی و روانی کودکان بزهکار و سپس تدابیری در جهت کاهش آثار آنها، در این قسمت قرار میگیرد. افزون بر این، توجه به حق بر سلامت روان بر مبنای راهبرد حقوق بشر مدار، امری ضروری در بستر سیاستگذاری جنایی اطفال بزهکار تلقی میگردد؛ همچنانکه، توجه به سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از محورهای اصلی افتراقی سازی این نظام و پیشبینی ساختار، کنشگران و پاسخهای حمایتی است. به عبارت دیگر، نظام عدالت کیفری اطفال دارای ظرفیتهایی است که در راستای به رسمیت شناختن حق بر سلامت روان این دسته از مخاطبان حقوق کیفری میباشد. بکارگیری کنشگران آموزشدیده، حضور مشاور در فرایند پاسخدهی، حق بر تشکیل پرونده شخصیت، فردیسازی پاسخها و حضور خانواده در مرحله پاسخدهی مصادیقی از ظرفیت های موجود میباشند.