الگوی امضایی قرآن کریم؛ بررسی موردی: انگارۀ «مالکیت پدر بر فرزند»
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران؛ طلبۀ سطح سه، حوزۀ علمیۀ قم، ایران
3 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران؛ دانشآموختۀ سطح چهار تفسیر و علوم قرآن حوزۀ علمیۀ قم، قم، ایران
doi
10.30513/qd.2024.5672.2273چکیده
اگر بپذیریم که «مالکیت پدر بر فرزند» انگارۀ حقوقی شناختهشده و اثرگذاری در محیط قانونی قرآن بوده است، الگوی برخورد قرآن کریم با چنین هنجار ریشهداری چگونه بوده است؟ پاسخ به این پرسش میتواند پرتوی بر مسئلۀ چالشیِ چگونگی مواجهۀ قرآن کریم با نظامهای قانونی پیش از خود بیفکند. ازاینرو نوشتار فرارو فرضیۀ «پیشفرض امضایی» قرآن در تشریع را در چارچوب انگارۀ «مالکیت پدر» به آزمون گذاشته است. نتیجه آنکه قرآن در همان گام نخست نزول، با سکوت خود انگارۀ مالکیت پدر را «امضا» کرده و در ادامه، تنها برای اصلاح برخی پیامدهای مردود آن، بیانهایی تأسیسی داشته است. حق تزویج فرزند، قصاص نشدن پدر در قتل فرزند، حلیت ربای پدر و فرزند، تقدم ولایت جد بر پدر، آزاد شدن قهری پدر، جاری نشدن حد سرقت بر پدر و برخی دیگر از این دست احکام، همگی برآمده از انگارۀ مالکیت پدر است که با سکوت قرآن امضا شدهاند. در سایۀ این سکوت امضایی قرآن، چنین مینماید که «سنت»، تنها وظیفۀ تبیین و تفصیل الگوی تشریعی قرآن دربارۀ این انگاره را بر عهده داشته و در عرض کتاب الهی تشریعی نکرده است.