بازشناسی برداشت از آیۀ «ید الله فوق أیدیهم» با توجه به گفتمانهای تاریخی و پیشفرضهای مفسران
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران.
2 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
3 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30513/qd.2024.5795.2300چکیده
قرآن کلام و سخن بینظیر خدا، به سبب محوریت در منظومۀ زندگی فرد مسلمان، همواره محل تأمل و فهم و تدبر بوده است. از زمان نزول اولین آیات، اندیشمندان اسلامی برای فهم و کاربست متن مقدس در عرصههای مختلف زندگی تلاش کردهاند. به سبب تفاوت و تعدد پیشزمینهها، خروجی این فهم و برداشت به صورت تفسیر ذیل آیات مختلف بوده است. آیۀ دهم سورۀ فتح از جملۀ این موارد است که در طول تاریخ، حاملِ فهمهای متعدد شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و سطح تحلیلِ محتوا به دنبال تبارشناسی تاریخی و گفتمانی آیۀ مذکور است و در نهایت، به ارائۀ دلالت آیه بدون پیشزمینههای کلامی متأثر از گفتمانهای زمانۀ مفسران میپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در قرن دوم، به سبب نزدیکی به قراین فهم و نبودن پیشزمینههای کلامی، مفسران در برداشت از متن دچار ابهام نشدهاند. در قرن سوم، تستری با اندیشههای عرفانی دست به تأویل آیه زده است و از قرن چهارم نگاه کنایی به تعبیر «یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدِیهِمْ» شروع شده و در قرون بعدی تقویت گردیده است. دلالت آیه با محوریت سیاق و متأثر از فرهنگ وحیانی در مقولۀ چگونگی رابطۀ خداوند و پیامبر(ص) در امر هدایت ترسیم میشود و در این گفتمان، تعبیر «ید» در معنای حقیقت و دست رسول(ص) معنا شده است و مفهوم بیعت با رسولالله(ص) بهمنزلۀ بیعت با خداوند و نافی برداشتهای ادبی و کلامی است.