ابهام، ایهام و رازآفرینی در سورۀ یوسف
نویسندگان
1 استادیار، گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.30513/qd.2023.5213.2164چکیده
ابهام، ایهام و رازآفرینی از آرایههای ادبی هستند که در داستانسرایی جایگاهی ویژه دارند. ازاینرو، کاربست آنها در سورۀ یوسف که داستانی ستودهشده است، شایستۀ بررسی است. فایدۀ این سه آرایۀ ادبی، عمقبخشی و ایجاد وقفههای کلامی است تا ذهن مخاطب با تأمل و ژرفنگری در متن به لایههای عمیقتر و زوایای مخفی سخن پی ببرد. این نوشتار به روش توصیفی- تحلیلی در پی یافتن بسامد و گسترۀ بهکارگیری ابهام، ایهام و راز در محتوای این سوره است. بدین منظور، چند مصداق آشکار از ابهامات، ایهامات و رازپردازیهای این سوره مورد واکاوی قرار گرفت و این نتایج حاصل شد: ابهامات بررسیشده در آیات این سوره که ناشی از تعدد احتمالات معنایی و تعدد مرجع ضمیر بودند، به گونهای هستند که بر هر یک از این احتمالات گواه و شاهدی میتوان یافت و همگی پذیرفتنیاند. ایهام واژۀ «ربّ» در سه آیۀ بررسیشده، بیانگر دو نگاه مادی و توحیدی است و هر دو معنای «خداوند» و «مالک» را میتوان همزمان لحاظ نمود. رازپردازیهای این سوره، ناشی از توجیهناپذیری رفتار شخصیتهای داستان و همچنین سکوتها و ناگفتههای متن است، به طوری که پس از اتمام داستان، سؤالات بیپاسخ بسیاری به ذهن مخاطبان خطور میکند که جواب قطعی برای آن نمیتوان یافت.