تحلیل مطلوبیت رویکرد خوشه‌ای در توسعه شهری دانش‌بنیان اصفهان

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

2 دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران.

doi
10.30475/isau.2020.250746.1531
چکیده

توسعه شهری دانش ­بنیان را می­ توان فرم، رهیافت و پارادایم جدیدی برای پایداری شهرها و توسعه در دوره ­ی دانش دانست که هدف نهایی آن ایجاد شهر دانش است. در این الگوی توسعه، تقویت اعتماد و مشارکت ذینفعان برای حرکت به سوی توسعه شهری دانش ­بنیان اهمیت بسزایی دارد. از سویی، با توجه به این­که خوشه­ های دانش­ بنیان (شامل مکان­ های دانش و تکنوپل) بر این فرض استوارند که همجواری فعالیت­ های دانش­ بنیان و نوآورانه، موجب استحکام زنجیره ارزش و تعامل دانشگران و نوآوران و تسهیل به اشتراک­ گذاری دانش و تجربه و هم ­افزایی توانمندی برای توسعه خود و شهر می ­شود، لازم است پیش از انجام اقدامات مبتنی بر رویکرد خوشه­ ای، مطلوبیت این رویکرد برای توسعه شهری دانش بنیان اصفهان مورد آزمون قرار گیرد. این پژوهش برآنست تا با تحلیل شبکه ­های ارتباط، اعتماد و مشارکت ذینفعان کلیدی توسعه شهری دانش بنیان اصفهان به­ عنوان زمینه ­ساز انتقال و تبادل دانش، مطلوبیت رویکرد خوشه ­ای در توسعه شهری دانش ­بنیان اصفهان را به آزمون بگذارد. پژوهش حاضر با رویکردی کمی و هدف عملیاتیِ توصیفی- اکتشافی و در چارچوب مطالعه موردی انجام شده است. و از روش تحلیل شبکه اجتماعی و شاخص QAP استفاده شده است. یافته ­های پژوهش حاضر نشان می ­دهد که افزایش ارتباط بین ذینفعان منجر به افزایش چشم­گیر و قابل توجه مشارکت یا افزایش قابل توجه اعتماد بین آنها نمی­ شود. در واقع، در صورت وجود پیوند ارتباط بین دو ذینفع، احتمال اعتماد و همچنین مشارکت بین این دو ذینفع، کمتر از ۵۰ درصد است. بنابر این، تولید دانش بنیان لزوما نیازمند وجود مکان­ های خاص فناورانه مانند پارک­ های علم و فناوری نیست بلکه می­ تواند در فضاهای عمومی شهر و مکان­ های غیررسمی نیز اتفاق بیفتد. در واقع، دانش لازم برای توسعه شهری را نباید به معنای محدود فناورانه تلقی نمود و فضایی خاص در شهر را به آن اختصاص داد.