پایبندی به تاریخ در مداخلات معاصر؛(قیاس در طراحی زمینه‌ای بناها و مجموعه‌ها بین چند کشور اروپایی و ایران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

3 استاد، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

4 کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران

doi
10.30475/isau.2020.103675
چکیده

در مداخلات و طرح­های معماری معاصر در بناهای تاریخی ایران، تعامل مطلوبی میان قسمت­های تاریخی و اجزای جدید به چشم نمی­خورد. این تعاملات تا حدود 50 سال پیش به دلیل حضور معماران سنتی و تداوم پاره­ای از الگوهای ریشه­دار معماری، از آسیب­های کمتری ناشی از مداخلات و ساخت­و­سازهای جدید مصون ماند، اما به تدریج و با فاصله گرفتن از الگوهای اصیل اجتماعی و کالبدی عملا آسیب‌های وارده به ابنیه و مجموعه­های تاریخی رو به افزایش نهاد. بخشی از روند یاد شده، در اثر فقدان مبانی نظری و رویکرد و نگرش اصولی و همه جانبه، عملا چهره­ای آشفته و پریشان به شهرهای تاریخی ما داده و هویت تاریخی و معماری آن­ها را تا حدود زیادی خدشه‌دار کرده است. لذا رویکرد زمینه­گرا حکم می­کند که بناهای تاریخی، علاوه بر آنکه چهره مطلوبی برای سکونت و حیات بیابند، بازتابی از ظرایف معماری سنتی ایران را نیز عرضه نمایند. هدف این مقاله کاربردی بوده و روش مورد استفاده توصیفی و تحلیلی، براساس موردکاوی، از طریق گردآوری داده­ها، مطالعات کتابخانه­ای، میدانی و مراجعه به اسناد و مدارک تاریخی و تجزیه تحلیل کیفی می­باشد که پس از گردآوری اطلاعات و بررسی عوامل کالبدی و بصری موجود در اینگونه مداخلات مربوط به ابنیه و مجموعه­های تاریخی کشورهای اروپایی نظیر آلمان، اتریش و جمهوری­چک مورد بررسی قرار گرفته­اند، که ضمن بازدید از آن­ها ابعاد مختلفی از مداخله مربوط به مصالح مورد استفاده، ارتباط عناصر تاریخی و مدرن از منظر کلی و جزئی، مفاصل در هم­جواری بخش­های جدید و قدیم و غیره مورد کاوش قرار گرفته­اند. در نهایت دستیابی به پیشنهاداتی اصولی که بتواند مداخلات انجام شده در بناها و مجموعه­های تاریخی را از بعد کالبدی، سامانی منظم بدهد مورد نظر است.