صحتسنجی دیدگاههای کارن بائر در تحلیل سنت تفسیری مسلمانان سدههای میانی تا مدرن در تفسیر آیات ناظر بر سلسلهمراتب جنسیتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه الزهرا(س)
2 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه الزهراء(س)، تهران، ایران
3 گروه علوم و قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.30513/qd.2024.5478.2250چکیده
«سلسلهمراتب جنسیتی» به معنای ترسیم برتری برای یکی از دو جنس زن یا مرد است. وجود سلسلهمراتب جنستی در قرآن و نحوه تعامل مفسران با آیاتی که مضمون «سلسلهمراتب جنسیتی» را در بر دارند، همواره محل بحث مفسران بوده است. کارن بائر، اندیشمند زن غیرمسلمانی است که در کتاب سلسلهمراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخهای نو، با تمرکز بر سه مبحث «شهادت، خلقت، و ازدواج»، با اتخاذ «رویکردی درزمانی»[1] به بررسی تحلیلیِ سنت تفسیری مسلمانانِ سدههای میانی تا مدرن، در تفسیر آیات ناظر بر «سلسلهمراتب جنسیتی» پرداخته است. بائر مفسران را به دو دستۀ سدههای میانی (قرن 2 تا 12 هجری) و مدرن (اواسط قرن 13 تا کنون) تقسیم کرده است. وی معتقد است که عالمان سدههای میانی، سلسلهمراتب جنسیتی در قرآن را امری بدیهی تلقی کردهاند؛ اما عالمان مدرن به بازتفسیر اینگونه آیات پرداختهاند. به نظر بائر، عالمان پیشامدرن معتقد بودند که قرآن در ذات خود معنادار است؛ برخلاف عالمان پسامدرن که متن را خالی از معنا و نیازمند تفسیر میدانند. بائر دخالت دادن دستاوردهای تجربی در علوم تفسیر را ویژه مفسران مدرن میداند؛ همچنان که کاربرد استدلالهای عقلی در تفاسیر مدرن پررنگتر است. عالمان مدرن برخلاف مفسران سدههای میانی، به مباحث اجتماعی عصر خود، مثل حقوق زن، نظر ویژهای داشتهاند. قرآن کریم، احادیث پیامبر، و مکتب فقهی مفسر، منابع ثابتی هستند که مفسران در تفسیر از آنها استفاده میکردند؛ اما برخی از منابع در دورههای مختلف، از جایگاهی ویژه برخوردار بود. برای مثال، تفاسیر متقدم به مراجع اولیه، تفاسیر کلاسیک به احادیث پیامبر ، و تفاسیر مدرن به استدلالهای عقلی و نظریههای علمی اعتبار بیشتری میبخشیدند. [1]. Diachronic.