تحلیلی بر موانع و مشکلات جلب مشارکت در تشکلهای مردمی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22054/qjsd.2026.85948.2677چکیده
میزان مشارکت اجتماعی افراد جامعه به طور چشمگیری در تحقق زندگی بهتر و ایجاد جامعه توسعهیافتهتر تأثیر دارد . این مشارکت، خصوصاً اگر به صورت سازمانیافتهای انجام شود، از بیاعتنایی، تکروی و از خودبیگانگی اجتماعی و فرهنگی جلوگیری میکند؛ سبب کاهش نابرابری اجتماعی میشود؛ و نیروی همبستگی و وحدت ملی را تقویت میکند. تشکلهای مردمنهاد با جلب مشارکت عمومی در راستای اهداف بشردوستانه و کاهش آسیبهای اجتماعی گام برمیدارند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه مسائل و چالشهایی مانع این مشارکت مردمی و در نتیجه فاصله گرفتن سازمانهای غیردولتی از اهداف مهم خود میشود. روش مورد استفاده در این پژوهش مبتنی بر روششناسی کیفی و از نوع «تحلیل مضمون» میباشد. برای جمعآوری دادهها در این پژوهش با 27 نفر از فعالان مدنی، با سابقه همکاری با سازمانهای مردمنهاد با روش نمونهگیری هدفمند مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته صورت گرفت و در نهایت تعدادی مضمون پایه، سازماندهنده و فراگیر بدست آمد. طبق یافتهها چهار دسته مسئله شامل «چالشهای ساختاری/ محیطی»، «چالشهای سازمانی/ پیرامونی»، «چالشهای راهبردی»، «چالشهای پیامدی» احصاء شد. همچنین اصلیترین چالش پیش روی سمنها برای جلب مشارکت عمومی به عنوان مضمون محوری «همراهسازی ناقص» نام گرفت. این پدیده بدین موضوع اشاره دارد که هرچند سمنها افرادی را با خود همراه ساخته و با کمک آنها سعی در کاهش آسیبها و مسائل اجتماعی دارند، اما این همراهی نه عموم جامعه بلکه گروههای معدودی را درگیر مینماید.