بازکاوی و تحلیل فضایی کاربریهای شهری با رویکرد عدالت فضایی (موردمطالعه: کاربریهای آموزشی شهر گرگان)
نویسندگان
1 استادیار، گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.30473/psp.2026.76353.2791چکیده
در تحولات سریع شهری، به ویژه رشد جمعیت و گسترش فیزیکی (فضایی-کالبدی) شهرها، در بسیاری از موارد با رشد متناسب و همپای ارائه تسهیلات و خدمات شهری همراه نبوده است. این عدم توازن، به عنوان علت ریشهای اصلی، منجر به از همپاشیدگی ساختار توزیع مراکز خدماتی در پهنه شهر شده است. در نتیجه، الگوهای توزیع فضایی خدمات شهری دچار عدم تعادل ساختاری میگردد. رشد شهری نامتوازن و مهاجرپذیری فزاینده شهر گرگان، به ویژه تمرکز بر نواحی جنوبی با ویژگیهای مطلوب اقلیمی، ضرورت بازکاوی و اعمال الزامات عدالت فضایی در پهنهبندی و توزیع کاربریهای شهری را برجسته میسازد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی است. برای ارزیابی نتایج، از روشهای تصویرسازی موجود در محیط نرمافزاری Arc GIS10.4استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، اسنادی بوده و پس از جمعآوری آمار و اطلاعات پایهای نیز ازجمله نقشههای کاربری اراضی مربوط به مطالعات طرح جامع و تفصیلی شهر گرگان، دادههای بلوکهای آماری سال ۱۳۹۵، موقعیت مکانی مراکز آموزشی مشخص و استخراج شد. پس از تشخیص موقعیت مکانی مراکز آموزشی با استفاده از آمارههای تحلیل فضایی همچون تابع نزدیکترین همسایگی، تحلیل خوشهای چند فاصلهای و موران الگوی توزیع فضایی مراکز آموزشی مشخص شد. رویکرد عدالت فضایی با توزیع عادلانه خدمات، زیرساختها و فرصتها میان مناطق، به توازن فضایی و توسعه پایدار کمک میکند. نوآوری این پژوهش در بهرهگیری از شاخصهای کاربردی برای سطحبندی فضایی کاربریها نهفته است. تحلیل نزدیکترین همسایه: این تحلیل نشان داد که خدمات آموزشی در شهر گرگان به صورت خوشهای توزیع شدهاند (645/0) الگوی خوشهای از نظر آماری معنیدار است (p-value < 0.0)، که بیانگر تمرکز خدمات در برخی مناطق و کمبود آن در مناطق دیگر است. با استفاده از ضریب موران جهانی (096/0)، مشخص شد که پراکنش خدمات آموزشی در سطح محلات شهر گرگان نیز به صورت خوشهای است. این نتیجه با Z-Score برابر با 64/3، با احتمال اطمینان ۹۹درصد معنیدار است و نشاندهنده تمرکز خدمات در محلات همجوار و ایجاد مناطق برخوردار و محروم (لکه داغ و لکه سرد) است. نتایج پژوهش حاکی از نابرابری فضایی قابل توجه در دسترسی به خدمات آموزشی در شهر گرگان است. الگوی توزیع خوشهای این خدمات، بیانگر وجود شکاف میان مناطق برخوردار و مناطق فاقد دسترسی کافی است که لزوم بازنگری در سیاستگذاریهای توزیع خدمات شهری با رویکرد عدالت فضایی را برجسته میسازد. نتایج خروجی نشان میدهد که شاخصهای و کاربریهای آموزشی در سطح شهر گرگان به صورت ناموزون و خوشهای بوده است که این امر لزوم توجه مدیران و برنامهریزان شهری را جهت توزیع فضایی مناسب این کاربریها میطلبد.