امکان سنجی استقرار مدل امنیتی هژمونیگرایی در منطقه غرب آسیا در دوران پساآمریکا؛ موانع و چالشهای موجود (2024-2001)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
2 دانشیار روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.27834743/ASS.2405.1218.4چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی امکان استقرار مدل امنیتی هژمونیگرایی در منطقه غرب آسیا بعد از حمله امریکا به افغانستان و عراق و همچنین بعد از تحولات بیداری اسلامی موسوم به بهار عربی غرب آسیا است. بدین منظور در ابتدا الزامات مدل امنیتی هژمونیگرایی مطرح گردیده است. مواردی مانند پویایی داخلی، تمایل به ایفای نقش هژمونی، ظرفیت و توانایی رهبری منطقهای، نفوذ بالای منطقهای، توانایی مقابله با ائتلاف سایر کشورهای منطقه، پذیرش توسط سایر کشورهای منطقه و توانایی بالقوه رسیدن به قدرت جهانی از مهمترین الزاماتی است که کشورهای منطقهای برای رسیدن به مرحله هژمونیک باید آن را محقق سازند. برای سنجش این الزامات در قبال کشورهای قدرتمند غرب آسیا مانند جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و ترکیه، این پرسش طرح شده است: با توجه به الزامات امنیتی الگوی هژمونیگرایی، آیا در دوران پساآمریکا در منطقه غرب آسیا امکان استقرار این الگو وجود دارد؟ با توجه به الزامات امنیتی الگوی هژمونیگرایی، فرضیه این است که کشورهای قدرتمند غرب آسیا اغلب این الزامات، بویژه توانایی مقابله با ائتلاف کشورهای منطقه، پذیرش توسط سایر اعضا و امکان بالقوه رسیدن به قدرت جهانی را دارا نیستند. نتایجی که با روش اسنادی و رویکرد توصیفی-تحلیلی دست آمده حاکی از آن است که اگرچه کشورهای ایران، عربستان و ترکیه نفوذ منطقهای بالایی دارند، ولی این نفوذ با مخالفت و رقابت سایر قدرتها مواجه شده و بنابراین از جانب سایر کشورها قابل پذیرش نیست. همچنین در صورت بروز جنگ، یک کشور به تنهایی توانایی مقابله با ائتلافی از کشورها را ندارد، بعلاوه اینکه این کشورها قابلیت تبدیل شدن به قدرت جهانی را نیز دارا نیستند. بنابراین الگوی هژمونیگرایی قابلیت اجرایی اندکی در غرب آسیا دارد.