بررسی نقش میانجی سبک عاطفی در رابطه ادراک از فرزندپروری پدر با تحریف های شناختی بین فردی در زنان دارای نشانگان اختلال شخصیت مرزی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی شیراز

2

3

4 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.66224/jps.25.160.2
چکیده

زمینه: اختلال شخصیت مرزی، یکی از پیچیده ترین اختلالات روانی است که تحریف های شناختی بین فردی و سبک های فرزندپروری ناسازگار در شکل گیری و تشدید آن نقش دارند. علی رغم مطالعات متعدد در این زمینه، تاکنون نقش میانجی سبک عاطفی در رابطۀ بین ادراک از فرزندپروری پدر با تحریف های شناختی بین فردی در زنان دارای نشانگان اختلال شخصیت مرزی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی سبک عاطفی در رابطه ادراک از فرزندپروری پدر با تحریف های شناختی بین فردی در زنان دارای نشانگان شخصیت مرزی بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی زنان دانشجوی شهر بجنورد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه گیری به صورت هدفمند با مرحله غربال گری انجام شد و از بین افراد جامعه، 200 نفر به عنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسش نامه اختلال شخصیت مرزی ( لیشنرینگ، 1999 )، مقیاس تحریف های شناختی بین فردی (حمام چی و بویوک اوزتورک، 2004)، مقیاس ادراکات والدین ( رابینز، 1994 ) و پرسش نامه سبک عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) جمع آوری شدند. هم چنین تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-27 و 24 - AMOS انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین اثر غیرمستقیم درگیری پدر بر تحریف های شناختی بین فردی با میانجی گری پنهان کاری (066/0-= β )، سازگاری (052/0-= β ) و تحمل (033/0-= β ) منفی و معنادار است و پنهان کاری نقش میانجی بیشتری دارد. علاوه بر این، اثر غیرمستقیم حمایت پدر از خودمختاری نیز فقط با میانجی گری پنهان کاری (050/0-= β ) بر تحریف های شناختی بین فردی منفی و معنادار است. هم چنین، مؤلفۀ گرمی پدر نیز فقط با میانجی گری سازگاری اثر غیرمستقیم و معناداری بر تحریف های شناختی بین فردی (033/0-= β ) دارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش مبنی بر نقش مهم سبک های عاطفی به ویژه پنهان کاری (به عنوان یک سازۀ هیجانی ناسازگار)، در تبیین رابطه میان درک افراد از شیوه های فرزندپروری پدر و تحریف های شناختی بین فردی، بر پرداختن به الگوهای هیجانی نوجوانان در مداخلات درمانی و لزوم توجه هم زمان به ابعاد شناختی، هیجانی و محیط خانوادگی در درمان اختلالات شخصیت مرزی تأکید می شود.