پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس نیازهای روان شناختی بنیادین و صمیمیت زناشویی با میانجی گری طرح واره های حوزۀ طرد و راهبرد مقابلۀ ناسازگارانه در مراجعان متقاضی طلاق شهرستان سنندج

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

2

3 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

4

doi
10.66224/jps.25.160.7
چکیده

زمینه: شناسایی عوامل مرتبط با رضایت زناشویی که پایۀ استحکام بخش زندگی زناشویی است، ضروری به نظر می رسد. در چند دهۀ اخیر، مکاتب مختلف روان شناسی نظریات خود را در مورد راهکارهای رسیدن به رضایت زناشویی و عوامل مؤثر بر آن را مطرح کرده اند. در ایران، مدل جامعی که هم زمان نقش عوامل درون فردی و بین فردی، مسائل شناختی و هیجانی، نگرشی و انگیزشی رضایت زناشویی را بر اساس صمیمیت زناشویی و نیازهای بنیادی روانشناختی با میانجی گری راهبردهای مقابله ناسازگار و طرح واره های حوزۀ طرد مورد بررسی قرار داده باشد، یافت نشد. هدف: پژوهش حاضر باهدف تبیین رضایت زناشویی بر اساس نیازهای روان شناختی بنیادی و صمیمیت زناشویی با میانجی گری طرح واره های حوزۀ طرد و راهبردهای مقابله ناسازگارانه در مراجعان متقاضی طلاق شهرستان سنندج انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مراجعانی بود که در سال 1402 درخواست طلاق خود را در سامانه های مسیر و تصمیم ثبت کرده بودند که از بین آن ها 300 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پژوهش شامل پرسشنامه های رضایت زناشویی انریج (اولسون و همکاران، 1989)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2002)، فرم کوتاه طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1998)، صمیمیت زناشویی (واکر و تامپسون، 1983) و نیازهای بنیادی روان شناختی (گاردیا و همکاران، 2002) بود. تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدل سازی معادلات ساختاری و الگوریتم حداقل مربعات جزئی با بهره گیری از نرم افزارهای SMARTPLS-4 و SPSS-26 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان دهندۀ برازش مدل کلی پژوهش با دادههای تجربی بود. یافتهها نشان داد صمیمیت زناشویی، نیازهای بنیادی روان شناختی، راهبرد مقابله ناسازگار و طرح واره های حوزه طرد به صورت مستقیم قادر به پیش بینی رضایت زناشویی هستند (001/0 P< ). هم چنین، اثر غیرمستقیم صمیمیت زناشویی و نیازهای بنیادی روان شناختی با میانجی گری راهبردهای مقابله ناسازگار و طرح واره های حوزۀ طرد، معنادار بود (001/0 P< ). نتیجه گیری: با توجه به یافتههای به دست آمده در پژوهش حاضر و با توجه به اهمیت رضایت زناشویی در زندگی زوجین و نقش تعیین کنندۀ سایر متغیرهای موجود در مدل، نگاه ویژه ای به این متغیرها در سیاست های کلان و اجرایی مرتبط با ازدواج و خانواده و توجه بیشتر مراکز مشاوره خانواده به این متغیرها در پیشبینی و تسهیل دستیابی به رضایت زناشویی ضروری به نظر میرسد.