تحلیل الگوهای مداخله آمریکا در بخشهای اقتصادی ایران با استفاده از ابزار بابوک؛ مکانیزمها، اثرات و راههای برون رفت
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات منطقه ای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات راهبردی
3 دانش آموخته ارشد اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی
4 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و الهیات، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.27834743/ASS.2402.1203.5چکیده
با نگاهی تاریخی، مفهوم مداخله به عنوان یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی قدرتهای جهانی، در راستای پیشبرد اهداف، و دستیابی به منافع مطرح بوده است. مداخله شامل تلاشهای علنی و مخفیانه با هدف تغییر، جایگزینی یا حفظ دولتهای خارجی میشود. این تلاشها، طیف گسترده و متنوعی از اقدامات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و تکنولوژیک را در بر میگیرد. فرآیند این مداخلات پس از جنگ دوم جهانی و قرار گرفتن ایالات متحده به عنوان یکی از قطبهای جهان در رقابت با شوروی به اوج رسید و پس از فروپاشی شوروی، در سطوح جدیدی در راستای تثبیت هژمونی آمریکا نمایان شد. این مقاله در تلاش است تا با فرض اینکه رویکردهای نوین مداخله، بیشتر بر اساس مباحث اقتصادی شکل گرفته، به این سوال پاسخ دهد که الگوهای مداخله آمریکا در بخشهای اقتصادی ایران چگونه بوده است؟ پژوهش با مطالعه مکانیسم بابوک، در نهایت به تحلیل سازوکار، تاثیرات و رویکردهای موجود در این زمینه میپردازد. به واسطه سطح سامانههای موجود بانک و عدم وجود ارتباط موثر بین کسب و کار و سامانههای اطلاعاتی موجود؛ نظام تصمیم سازی در بانک با چالش بسیار روبرو است. استاندارد بابوک با برقراری ارتباط بین کسب و کار و نظام دیتا تلاش دارد نظام تصمیم سازی را به گونهای سازمان دهی نماید که تصمیمات بر اساس درک درست از محیط و شرایط بانک صورت پذیرد، اتفاقی که هم اکنون به طور کامل وابسته به سطح نخبگی و تجربه مدیران است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که سه شیوه کلی مداخله ایالات متحده امریکا بر ایران شامل تحریمهای مستقیم بخشهای اقتصادی، محدود سازی غیر مستقیم بخشهای اقتصادی و صدمه مستقیم، خرابکاری و هک زیرساختهای اقتصادی است.