اثربخشی تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش برآمیختگی فکر-عمل و استدلال در افراد دارای وسواس فکری-عملی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی تهران

2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

3 دانشگاه علوم پزشکی تهران

4 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.61186/jps.25.159.5
چکیده

زمینه: اختلال وسواس فکری-عملی که با افکار و اعمال تکرارشونده و آزاردهنده مشخص میشود، با آمیختگی فکر-عمل و نقص در استدلال مرتبط است. تصویرسازی ذهنی منفی در افراد دارای وسواس از عواملی است که بر آمیختگی فکر-عمل و استدلال اثرگزار است. هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش بر آمیختگی فکر-عمل و استدلال در وسواس فکری-عملی بود. روش: پژوهش یک طرح شبه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود و جامعه آماری آن را، افراد 18-40 ساله دارای اختلال وسواس فکری-عملی تشکیل میدادند. 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند از مراجعین به کلینیکهای رواندرمانی شهر شیراز در سال 1403 انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (15 n= ) و گواه (15 n= ) تقسیم شدند. به عنوان پیش آزمون و پس آزمون، از هر دو گروه خواسته شد تا به کلمات گوش دهند و فعالیت موج بتای ناحیه پروکنئوس توسط QEEG ثبت میشد. آنها فورا 10 ثانیه بعد از خواندن آخرین کلمه، به تست ماتریس های پیش رونده ی پیشرفته ریون ( APM ) و پرسشنامه آمیختگی فکر-عمل ( TAFS-R ) پاسخ دادند . گروه آزمایش در 10 جلسه هفتگی درمان تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش شرکت نمودند و گروه گواه در انتظار درمان ماندند . داده ها توسط نرم افزار SPSS ، به روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش، ابعاد آمیختگی فکر-عمل محتمل به دیگری، محتمل به خود و اخلاقی را به ترتیب با اندازه اثرمتوسط (55/0)، (45/0) و (47/0) و استدلال با اندازه اثر قوی (67/0) به طور معنیداری در افراد دارای OCD بهبود داده است (05/0 p< ). نتیجه گیری: مدل تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش با تکنیک و روشهای خود و از طریق تغییر تصویرسازی ذهنی منفی به کاهش آمیختگی فکر-عمل و بهبود استدلال در افراد دارای وسواس فکری عملی منجر میشود.