مبانی و جلوه های تأثیر اقتصاد سیاسی بر سیاستگذاری کیفری در ایالاتمتحده
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة معارف اسلامی و حقوق، دانشگاه امام صادق
doi
10.22034/jlr.2020.165901.1310چکیده
«آمریکایی شدن رویکردهای جنایی» جریانی است بینالمللی که همگام با هژمونی مدلهای کیفرگذاری کشورهای غربی، بر کشورهای در حال توسعه سایه افکنده و به جنبشی فراگیر تبدیل گشت. قانونگذاران و سیاستگذاران کشورهای در حال توسعه با این تلقی نادرست که سیاستهای کیفری در ایالاتمتحده مبتنی بر مبانی متقن کیفرشناختی بوده و از رهگذر جریانات فکری-فلسفی عبور کردهاند، اقدام به اقتباس حداکثری از این سیاستها مینمایند. این اشتباه راهبردی در شرایطی صورت میگیرد که بخش قابلتوجهی از تبیینهایِ متعارف و البته انتقادی از حقوق کیفری در آمریکا، تحولات سیاستگذاری کیفری معاصر در این کشور را تابعی از فاکتورهای اجتماعی-عوامل غیرمعرفتی- و نه جریانات فلسفی و علمی میدانند. تعمق در سیاستهای کیفری نشان میدهد که در بین فاکتورهای اجتماعی مذکور، گستره نفوذ «اقتصاد سیاسی» بیش از هر عامل دیگری بوده است.نوشتار حاضر با بررسی مبانی نظری و نیز ریشههای سیاستهای کیفری معاصر در ایالاتمتحده اثبات مینماید که بخش قابلتوجهی از این سیاستها نهتنها فاقد وجاهت علمی و مبانی متقن کیفرشناختی بوده، بلکه تحت تأثیر جریان اقتصاد سیاسی و با هدف تحصیل منافع سیاسی و اقتصادی صورت پذیرفته است. تصویر ارائهشده در این نوشتار با استفاده از دادههای کمی و مطالعات تاریخی، نقش لابی احزاب سیاسی و بنگاههای اقتصادیای مانند صنایع اسلحهسازی، صنایع نظامی و شرکتهای امنیتی-اطلاعاتی در سیاستگذاری کیفری معاصر آمریکا را تبیین نموده و با تحلیل انتقادی سیاستهایی مانند مجموعه سیاستهای کنترل جرم، سیاستهای مقابله با تروریسم، سیاستهای عدم تسامح و مجازات زندان فرایند آمریکایی شدن رویکردهای جنایی را به چالش میکشد.