سیاست خارجی دولت بایدن در قبال چین با تمرکز بر مسئله تایوان
نویسندگان
1 دانشجوی ارشد مطالعات منطقهای-گرایش آمریکای شمالی، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
2 استادیار گروه مطالعات منطقهای، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ایران
doi
10.27834743/ASS.2308.1170.1چکیده
مسئله تایوان به عنوان یکی از موارد اختلافی ایالات متحده و چین، در دهههای گذشته فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده است. به رغم تعهد رسمی واشنگتن به پکن مبنی بر احترام به حاکمیت چین واحد، طی سالهای اخیر بهویژه در دوره دولت بایدن، ایالات متحده اقداماتی مغایر نظیر حضور نظامی در منطقه، فروش تسلیحات نظامی و برقراری مراودات دیپلماتیک با تایوان انجام داده است. این اقدامات که به تحریک تایوان جهت استقلالطلبی منجر شد، واکنش چین را برانگیخت. این مقاله با اتکا به منابعی که به روش مطالعه اسنادی و کتابخانهای جمعآوری شده و مبتنی بر رویکرد توصیفی ـ تحلیلی در بررسی و تحلیل یافتهها، سیاست خارجی دولت بایدن در قبال چین (مسئله تایوان) را به عنوان هدف پژوهشی خود برگزیده است. در این مقاله از رویکرد مهار جان مرشایمر در نظریه رئالیسم تهاجمی در چارچوب پارادایم رئالیسم بهره گرفته شده است. بررسی سیاست خارجی ایالات متحده در ادوار مختلف، این نکته را نمایان میسازد که سیاست خارجی این کشور در قبال چین کمونیستی، تابعی از شرایط نظام بینالملل و وضعیت چین در این نظم بوده است. یافتههای مقاله نشان میدهد در دوران گذار، ایالات متحده بر مهار رقبای خود بهویژه چین متمرکز شده است تا روند افول خود و پیشتازی رقبا را مدیریت کند. بر این اساس، ایالات متحده در دوره بایدن تلاش میکند از طریق افزایش همکاریهای نظامی با تایوان در قالب سیاست موازنهسازی و کنترل مستقیم منطقه و همچنین با استفاده از احاله مسئولیت به کشورهای منطقه روند قدرتافزایی و بلندپروازیهای چین را مهار کند.