مدل یابی روابط علّی افسردگی براساس رفتارهای خودمدیریتی با میانجی گری شفقت به خود در بیماران مبتلا به دیابت نوع2
نویسندگان
doi
10.61186/jps.24.155.20چکیده
زمینه: افسردگی یکی از مشکلات بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ است که تاثیر منفی بر پیامدهای بالینی بیماری دارد؛ ازاینرو شناخت رابطه علّی مرتبط با آن اهمیت زیادی دارد. رفتارهای خودمدیریتی از عوامل مهم در سلامت بیماران می باشند، اما نحوه رابطه آنها با افسردگی، به طور کامل مشخص نشده است. شفقت به خود به عنوان یک فرایند میانجی گر نقش مهمی در رابطه بین رفتارهای خودمدیریتی و افسردگی ایفا کند؛ بنابراین بررسی مدل علّی این روابط ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف این پژوهش، مدل یابی روابط علّی افسردگی براساس رفتارهای خودمدیریتی با میانجی گری شفقت به خود در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. روش: از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی – پیمایشی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ مراجعه کننده به مراکز تخصصی درمان دیابت شهر تهران در نیمه اول سال ۱۴۰۴ بود. حجم نمونه ۳۰۰ نفر با روش نمونه گیری هدفمند داوطلبانه تعیین شد. ابزارهای تحقیق عبارتند از: پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه خودمدیریتی (حسین زادگان و همکاران، 1400)، و پرسشنامه شفقت به خود (ریس و همکاران، 2011). به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS3 استفاده شد. یافتهها: رفتارهای خودمدیریتی تأثیر مستقیم و معناداری بر میزان افسردگی، شفقت به خود دارد. هر چه بیماران در انجام رفتارهای خودمدیریتی مثل کنترل قندخون و فعالیت بدنی عملکرد مطلوب تری داشته باشند سطح افسردگی آنها پایین و میزان شفقت به خود آنها افزایش می یابد. همچنین، شفقت به خود بر افسردگی تأثیر معناداری داشته است ( p<0.05 ). نتیجه گیری: رفتارهای خودمدیریتی از طریق افزایش شفقت به خود، تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش افسردگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ ایفا می کند. بنابراین، توجه به آموزش رفتارهای خودمدیریتی و تقویت شفقت به خود در برنامه های درمانی و روانشناختی می تواند سبب بهبود سلامت روان این بیماران شود.