اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به سوگ طولانی مدت

نویسندگان

1

2

3 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

زمینه: اختلال سوگ می تواند کارکردهای عادی فرد را تا حد زیادی مختل نماید. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی اختلالات بررسی شده ولی در مورد اثربخشی آن بر اختلال سوگ شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعۀ حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (18 تا 60 سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR ، در شهر قزوین در سال 1401 بود؛ که از میان آن ها 16 نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود ، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهۀ تجربۀ سوگ ( EGQ ) (بارت و اسکات، 1989 )، مصاحبۀ بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت ( SCIP ) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲ ) ، پرسشنامه رشد پس از ضربه ( PGTI ) ( تدسچی و کالهون، ۱۹۹۶ ) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری علائم سوگ طولانی مدت را کاهش داده ( 332/9 t= و 001/0 = P ) و باعث تسهیل معنادار رشد پس از ضربه شده است (203/6- t= و 001/0 = P ). لازم به ذکر است مواجهه درمانی روایتی باعث کاهش معنادار در تمامی زیر مقیاس های سوگ طولانی مدت به جز بدنامی شد و تمامی ابعاد رشد پس از ضربه را تسهیل بخشید ( 01/0 > p ). نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، در مراکز روانشناختی برای درمان مبتلایان به اختلال سوگ طولانی مدت، پیشنهاد نمود.