اثربخشی بسته آموزشی ذهنی نگری مبتنی بر رویکرد زیست عصب شناسی بین فردی بر ارتقای رابطه معلم و دانش آموز
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
3
doi
10.61186/jps.24.154.18چکیده
زمینه: رابطه ی مثبت و سازنده بین معلم و دانش آموز، نقش محوری در رشد شناختی و هیجانی دانش آموزان ایفا می کند. پژوهش های اخیر در حوزه ی زیست عصب شناسی بین فردی نشان داده اند که همگام سازی فعالیت های مغزی میان معلم و دانش آموز، می تواند کیفیت تعاملات آموزشی را ارتقا داده و شرایط مطلوبی برای یادگیری و تنظیم هیجان فراهم سازد. باوجود شواهد نظری، بررسی های تجربی اندکی در زمینه ی اثربخشی مداخلات آموزشی مبتنی بر این رویکرد انجام شده است . هدف: این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی ذهن نگری مبتنی بر رویکرد زیست عصب شناسی بین فردی بر ارتقای رابطه معلم و دانش آموز طراحی و اجرا شد . روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه شامل ۳۰ معلم ابتدایی (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه گواه) بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. مداخله در قالب ۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزشی ارائه گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس آگاهی توجه ذهنی ریان و براون (۲۰۰۳)، مقیاس ذهن آگاهی معلم فرانک و همکاران (۲۰۱۶) و پرسشنامه ظرفیت تأملی معلم بود وحیدی و همکاران (۱۴۰۰) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی ذهن نگری به طور معناداری موجب افزایش نمره کلی ذهن آگاهی در تدریس و مؤلفه ی بین فردی ذهن آگاهی در گروه آزمایش شد (p<0.05) ؛ اما تغییرات در مؤلفه ی درون فردی ذهن آگاهی و کنش تأملی معلمان ازنظر آماری معنادار نبود. به طورکلی، بسته آموزشی توانست بر بهبود کیفیت رابطه معلم ـ دانش آموز از طریق ارتقای آگاهی بین فردی تأثیر بگذارد . نتیجه گیری: یافته ها بیانگر آن است که این رویکرد با تکیه بر همگام سازی عصبی و ارتقای حضور ذهن، فرصت های تازه ای برای مداخلات آموزشی فراهم می سازد. بااین حال، اثربخشی آن بر جنبه های درون فردی و ظرفیت های تأملی نیازمند پژوهش های تکمیلی و مداخلات طولانی مدت تر است.